فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣٧ - عقد عاريه
عقد عاريه
١- عاريه از عقود است و از طرف عاريه دهنده و عاريه گيرنده نياز به مبرز- يعنى كلام يا چيزى كه بيانگر عقد عاريه باشد- دارد و بدون مبرز محقق نمىشود.
٢- با فراهم شدن همه شرائط مربوط به عاريه- كه در محل خود ذكر مىشوند- بهتر است طرفين عاريه مُبرِز عقد عاريه را لفظ عربى صحيح و صريح قرار دهند و به توسّط ايجاب و قبول عقد عاريه را انجام دهند، به اين صورت كه:
عاريه دهنده بگويد:
«أَعَرْتُكَ هذَا الْمالَ»[١] يا «أَذِنْتُ لَكَ فِى الْإِنْتِفاعِ بِه»[٢] يا «خُذْهُ لِتَنْتَفِعَ بِه»[٣] يا «انْتَفِعْ بِه»[٤] و ....
و عاريه گيرنده بگويد:
«قَبِلْتُ الْعارِيَةَ».[٥]
٣- لازم نيست صيغه عقد عاريه به زبان عربى خوانده شود، بلكه اگر به هر زبانى
[١] - اين مال را به تو عاريه دادم.
[٢] - اذن دادم به تو كه از آن نفع ببرى.
[٣] - بگير اين را تا از آن نفع ببرى.
[٤] - از اين نفع ببر.
[٥] - قبول كردم عاريه را.