فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٤٧ - طرق تملك شكار
٤٤- اگر كسى حيوان- وحشى يا اهلى- متعلق به غير را بدون اذن صاحبش بكشد يا معيوب نمايد، بايد تفاوت قيمت زنده و كشته آن را بدهد؛ و اگر كشته آن قيمت نداشته باشد، ضامن قيمت تمام حيوان- چه كشته شده و چه معيوب شده باشد- خواهد بود؛ و ليكن اگر براى دفاع از خودش آن را بكشد يا ناقص كند ضامن چيزى نيست. ٤٥- ظاهراً هر چيزى كه حيوان را ثابت نگهدارد و مانع گريختن و دفاع كردن آن شود- نظير كندن گودال بر سر راه حيوان، آب بستن در زمين خاكى تا گل شود و پاى حيوان در گل فرو رود، ريختن دانه در محل تنگ دربدار تا پرندگان داخل آن شوند و صياد درب را به روى آنها ببندد كه حيوان نتواند بگريزد- ملحق به آلت شكار است؛ اما اگر كسى اين عمل را در اتاقى انجام دهد- يعنى درب اتاق را باز بگذارد تا پرنده داخل شود و آنگاه آن را ببندد- در صورتى كه پرنده بتواند پرواز كند و به چنگ او نيفتد، ظاهراً به صرف بستن درب مالك آن پرنده نمىشود، همچنانكه اگر مرغى در خانه كسى آشيانه بسازد صرف اين سبب نمىشود كه صاحب خانه مالك آن مرغ شود، و نيز اگر شكارى در زمين گل شده كسى در گل فرو رود و نتواند خود را خلاص كند، صرف اين سبب نمىشود كه او مالك آن شكار گردد، بنابراين هرگاه در چنين فروضى كسى ديگر حيوان به دام افتاده را به قصد تملّك بگيرد، مالك آن مىشود؛ هرچند بدون اجازه وارد خانه و ملك ديگرى شدن گناه است.
٤٦- اگر كسى به قصدى غير از شكار- مثلًا به جهت تفريح و بازى يا به صرف نشانهگيرى و تمرين- به سوى حيوان وحشى تيراندازى كند يا با ابزارى آن را در دام و تله بيندازد، مالك آن نمىشود- چه حيوان بميرد و چه زنده بماند- و اگر شخص ديگرى همان حيوان را به قصد تملّك بگيرد مالكش مىشود.
٤٧- اگر كسى به قدرى دنبال حيوان مورد شكار بدود كه حيوان را خسته كند، تا زمانى كه آن را نگيرد مالكش نمىشود؛ و اگر پيش از آنكه دستگيرش كند شخص ديگرى آن حيوان خسته را به قصد تملّك بگيرد، مالكش مىشود.
٤٨- اگر صياد صيدى را كه گرفته است رها كند، چنانچه منظورش از اين كار