رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٦٠ - ٤ اصل برخوردارى انسان از اختيار
شيعه اماميه وجود دارد. بر اساس ديدگاه مفوضه، انسان در انجامدادن رفتار و گفتارش كاملًا آزاد است و محدوديتى براى او دراينخصوص وجود ندارد. اما از نگاه شيعه، اگرچه انسان آزاد است انتخاب كند چه كارى انجام دهد يا چه كلامى بر زبان جارى كند، اين آزادى مطلق نيست و برخى محدوديتها آن را دربر گرفته و اجازه فراغت و رهايى مطلق را از او سلب كرده است. اين محدوديتها شامل وراثت، شرايط طبيعى و جغرافيايى، اوضاع خانوادگى و اجتماعى، تاريخ و عوامل زمانى است كه هريك بهنوعى مىتواند در گزينش و انتخاب انسان تأثيرگذار باشد.[١] با اين حال، كسى كه انتخاب مىكند و گاه با اين محدوديتها مقابله مىكند و گاه انتخابش با آنها همخوانى دارد انسان است و هيچيك از اين عوامل و شرايط، او را به انتخابى خاص مجبور نمىكند. البته بايد پذيرفت كه اين عوامل، انتخاب را براى او دشوار مىسازد و گاه تأثير انكارناپذير در انتخاب مىگذارد؛ اما همانگونه كه گفته شد، انتخابكننده خود اوست، نه فرد ديگر.
امام حسن مجتبى (ع) در حديثى گرانبها، مسئله قضا و قدر الهى و اختيار انسان را به نقل از پدر بزرگوارش، امام على (ع)، بهخوبى تبيين فرموده است:
مردى عراقى بر امير مؤمنان (ع) وارد شد و گفت: آيا خروج ما بر شاميان به «قضا و قدر» الهى است؟ امام به او فرمود: آرى اى شيخ، به خدا سوگند از هيچ بلندى بالا نرفتيد و در هيچ پستى فرود نيامديد مگر به قضا و قدر از خداوند! آن مرد گفت: اميدوارم رنج من نزد خدا به حساب آيد.[٢] امام (ع) به او فرمود: آهسته برو اى شيخ! شايد پنداشتى قضاى حتمى و قدر قطعى را مىگويم. اگر چنين باشد كه ثواب و عقاب و امر و نهى و پيشگيرى، باطل شده و بيم و مژده دادن بىمعنا خواهد بود؛ نه ملامتى بر گناهكار بجا و نه ستايشى بر نيكوكار روا خواهد بود؛ بلكه نيكوكار به ملامتْ سزاوارتر از بدكردار بوده، گناهكار به نيكى شايستهتر از نيكوكار خواهد بود. اين
[١]. انسان در قرآن: ص ٣٧، ٣٨.
[٢]. به نظر مىرسد برداشت او از سخن امام( ع) اين بوده كه قضا و قدر، ما را مجبور به خروج كرده و ما با دشمنانمان در انتخاب رفتار خود اختيارى نداشتيم؛ پس با آنها فرقى نداريم. ازاينرو آرزو كرد بهسبب رنج عمل، مورد لطف خدا قرار گيرد، نه بهسبب نوع عمل.