دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٩ - فصل هفتم گزارشهاى در باره سخنان امام عليه السلام در آغاز قيام
حقّش سوگند مىدهد».
امام باقر عليه السلام فرمود: «به خدا سوگند، او همان درمانده ياد شده در كتاب خداست: «يا [كيست] آن كه درمانده را- چون وى را بخواند- اجابت مىكند و گرفتارى را برطرف مىگرداند و شما را جانشينان اين زمين قرار مىدهد؟». جبرئيل به صورت پرندهاى سفيد بر ناودان كعبه مىنشيند و نخستين آفريده خداست كه با او (قائم) بيعت مىكند و سپس سيصد و ده و اندى نفر با او بيعت مىكنند».
امام باقر عليه السلام فرمود: «پس هر كه به راه افتاده باشد، در آن ساعت مىرسد و هر كس راه نيفتاده باشد، از بسترش ناپديد مىشود و اين، همان سخن امير مؤمنان على عليه السلام است كه فرمود:" ناپديدشدگان از بسترهايشان هستند"، و آن، سخن خداوند است: «به نيكىها بشتابيد. هر كجا باشيد، خداوند، همه شما را [گرد] مىآورد». ياران قائم، سيصد و ده و اندى نفرند كه به خدا سوگند، همان امّت معدوده (كمشمار) هستند كه خداوند در كتابش فرموده [و كافران را به آن تهديد نموده] است: «اگر عذابشان را تا آمدن كسانى كمشمار به تأخير اندازيم [به ريشخند كردن مىپردازند]». اينان، مانند ابرهاى پاييزى به يك ساعت در مكّه گرد هم مىآيند، و امام عليه السلام در مكّه وقتى صبح مىشود، مردم را به كتاب خدا و سنّت پيامبرش فرا مىخواند و شمار اندكى به او مىپيوندند. او كسى را بر شهر مكّه او (قائم) مىگمارد و سپس [به سوى مدينه] حركت مىكند، كه به او خبر مىرسد كارگزارش را كشتهاند. پس باز مىگردد و كشندگان را قصاص مىكند و بيش از اين نمىكند- يعنى كسى را به بند نمىكشد- و آن گاه به راه مىافتد و مردم را به كتاب خدا و سنّت پيامبرش- كه بر او و خاندانش درود باد- و ولايت على بن ابى طالب و بيزارى از دشمن او، فرا مىخواند و كسى از دشمنانش را نام نمىبرد تا به بيداء[١] مىرسد. لشكر سفيانى به سوى او بيرون مىآيند و خداوند به زمين فرمان مىدهد تا آنان را از زير پايشان بگيرد و فرو ببرد و آن، همان سخن خداوند است: «و كاش آن گاه را مىديدى كه هراسان شده و راه گريزى ندارند و از جايى نزديك، فرو گرفته مىشوند و مىگويند: به آن ايمان آورديم!»،
[١]. بيداء، بيابان نزديك مدينه است.