دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٨ - تبيين شيوه داورى داوود و سليمان(عليهما السلام)
فلانى.
[على عليه السلام] پرسيد: «بيمارىاش چه بود؟». گفت: فلان بيمارى را داشت.
[على عليه السلام] پرسيد: «چند روز بيمار بود؟». گفت: چند روزى.
[على عليه السلام] پرسيد: «چه روزى درگذشت؟ چه كسى وى را غسل داد؟ چه كسى كفنش كرد؟ با چه چيزى كفنش كرديد؟ چه كسى بر وى نماز گزارد؟ و چه كسى [براى دفنِ او] در گورش رفت؟».
امير مؤمنان عليه السلام، هنگامى كه از وى هر چه مىخواست، پرسيد، تكبير گفت و مردم، همه تكبير گفتند. باقىمانده متّهمان به دودلى افتادند و ترديد نكردند كه دوستشان عليه آنان و عليه خودش اقرار كرده است.
على عليه السلام دستور داد كه سرِ وى را بپوشانند و او را به زندان ببرند. آن گاه ديگرى را فرا خواند و در پيش خود نشاند و صورتش را باز كرد فرمود: «هرگز! پنداشتهايد من نمىدانم چه كار كردهايد؟».
او گفت: اى امير مؤمنان! من يكى از اين افراد بودم و از كشتنش ناخشنود بودم. و به اين شيوه، اقرار كرد.
آن گاه، على عليه السلام [همه آنان را يكى پس از ديگرى فرا خواند. همه آنان به قتل وتصرّف اموال] پدر آن جوان اقرار كردند. آن گاه آن را كه به زندان فرستاده بود، باز گرداند و او نيز اقرار كرد. على عليه السلام آنان را به پرداخت مال و قصاص، ملزم ساخت.
شُرَيح گفت: اى امير مؤمنان! جريان داورى داوود پيامبر، چگونه است؟
على عليه السلام فرمود: «داوود پيامبر، گذرش به گروهى از كودكان افتاد كه با هم بازى مىكردند و يكى [از همبازىهاى خود] را ماتَ الدين (دَين مُرده) صدا مىزدند.
كودكى هم [از ميان آنان] جواب مى داد.
داوود عليه السلام آنان را صدا كرد و [به آن كودك] گفت: اى پسر! نامت چيست؟ او پاسخ داد: ماتَ الدين.
داوود عليه السلام پرسيد: چه كسى تو را به اين نام، ناميده است؟ گفت: مادرم.