دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٩ - تبيين شيوه داورى داوود و سليمان(عليهما السلام)
داوود عليه السلام نزد مادر وى رفت و به وى گفت: اى زن! نام اين پسرت چيست؟ پاسخ داد: مات الدين.
[داوود عليه السلام] از وى پرسيد: چه كسى اين نام را بر او نهاده است؟ پاسخ داد: پدرش.
داوود عليه السلام پرسيد: جريان، از چه قرار بوده است؟ زن گفت: پدرش همراه گروهى به سفر رفت و اين بچّه در شكم من بود. آنان برگشتند و شوهر من برنگشت. از آنان در باره وى پرسيدم. گفتند: مُرد.
به آنان گفتم: اموالش كجاست؟ گفتند: چيزى به جا نگذاشته است.
گفتم: آيا وصيّتى هم به شما كرد؟ گفتند: آرى. احتمال مىداد كه تو باردارى. [از اين رو، وصيّت كرد:] دختر يا پسرى را كه به دنيا مى آورى، مات الدين (دين مُرده) نام گذارى كن. من نيز همين نام را بر او گذاشتم.
داوود عليه السلام گفت: گروهى را كه با شوهرت به سفر رفته بودند، مىشناسى؟ گفت:
آرى.
[داوود عليه السلام] پرسيد: آنان مردهاند، يا زندهاند؟ گفت: زندهاند.
داوود عليه السلام گفت: پيش آنان برويم.
سپس با زن، نزد آنان رفت و آنان را از خانههايشان بيرون كشيد و در بين آنان به همين گونه داورى كرد و پرداخت مال و خونبها را بر گردن آنان گذاشت و به زن گفت: نام پسرت را" عاشَ الدَين (دين زنده)" بگذار».[١]
با توجّه به نمونههايى كه از قضاوت و داورى داوود عليه السلام نقل شد، مىتوان گفت آنچه قضاوت داوودى محسوب مىشد- كه ويژه ايشان بود و وى را از ديگران ممتاز مىكرد- قضاوت بر پايه علم غيب الهى و ديگرى قضاوت بر پايه فنون بازجويى علمآور است. البته قضاوت بر اساس بيّنه و قسم، وظيفه عمومى و متداول داوود عليه السلام بوده، چنان كه دستور پيامبران پيش از او و بعد از او نيز بوده است و در ذيل چند روايت نيز بدان اشاره شد. حال مىتوان گفت قضاوت مهدوى كه تشبيه به
[١]. الكافى: ج ٧ ص ٣٧١- ٣٧٣ ح ٨.