دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤ - نقد روايت«لا مهدى إلاعيسى عليه السلام»
١. حاكم نيشابورى، آن را از روى تعجّب آورده و نه احتجاج، و اين، خود نقد است.
٢. محمّد بن خالد، كذّاب و وضّاع است.
٣. ابتداى اين حديث به صورت قطعى، از انَس و ديگران نقل شده و اين جمله «لا مهدى إلّاعيسى» در آنها نيست.
٤. در سند روايت اضطراب است؛ گاه مرسل نقل شده و گاه مرفوع و گاه از ابان بن صالح و گاه از ابان بن ابىعياش.
٥. حديث منقطع است؛ زيرا ابان از حسن بصرى نشنيده است.
٦. در سند حديث، افتادگى ميان يونس بن عبد الأعلى و شافعى وجود دارد.
٧. اين حديث، با اخبار متواتر، تعارض دارد.
٨. اين حديث، يك خبر است و احاديث مهدى، اخبار است.[١]
هم چنين ناصر الدين البانى از محدّثان سلفى معاصر به سه دليل آن را داراى آفت دانسته و در كتاب سلسلة الأحاديث الضعيفة و الموضوعة آورده است.
يكى مجهول بودن محمّد بن خالد، ديگرى اختلاف در سند و سوم معنعن بودن سلسله روايت به حسن بصرى (يعنى ابان از حسن بصرى، سماع نكرده است كه در سخن بن غمارى نيز آمده بود).[٢]
عبدالعظيم بستوى نيز گفته است كه سند اين حديث، ضعيف و متن آن، منكر و ناشناخته است.[٣]
دو. گروه اندكى با تصحيح سند روايت، آن را به گونهاى كه با عقيده غالب و رايج سازگار شود، تأويل بُردهاند.
[١]. ابراز الوهم المكنون.
[٢]. سلسلة الاحاديث الضعيفة و الموضوعة: ج ١ ص ١٧٥ ح ٧٧.
[٣]. الموسوعة فى أحاديث المهدى الضعيفة و الموضوعة، ج ٢، ص ١٠٤.