دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٢ - شرط مقابله مسلحانه با فتنه
أَيْدِيَكُمْ؛[١] [فعلًا] دست [از جنگ] بداريد و «وَ دَعْ أَذاهُمْ؛[٢] و از آزارشان بگذر» دانستهاند.[٣] در نتيجه دوران سازش و تسامح با جريان كفر، به پايان رسيده و خداوند به مؤمنان دستور داده تا اديان باطل و مظاهر آنها را از بين ببرند و اين تكليفى الهى بر عهده هر مسلمان است.
شايان ذكر است كه مىتوان از امر به «قتال» در اين آيه، هر نوع رويايى و مواجهه با جريان فتنه را نيز برداشت كرد، به گونهاى كه اقدام نظامى، يكى از مصاديق ملموس آن است. با توجّه به اين نكته، امر به قتل در «وَ قاتِلُوهُمْ» دامنه گستردهاى داشته و صرفاً مسئله جنگ را شامل نمىشود؛ بلكه در اكثر مواقع، مواجهههاى تبليغى، فرهنگى و اقتصادى با مظاهر فتنه، نسبت به اقدام نظامى، از ضرورت و اولويت بيشترى برخوردارند.
شرط مقابله مسلّحانه با فتنه
علّامه طباطبايى با اشاره به نظير بودن آيه «وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلا عُدْوانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَ؛[٤] با آنان بجنگيد تا فتنهاى نماند، و دين، جملگى از آنِ خدا باشد. پس اگر دست برداشتند، تجاوز جز بر ستمكاران، روا نيست» براى آيه مورد بحث در سوره انفال، از مفاد آن دو براى مقابله مسلّحانه، شرايطى را استنباط كرده است. در نگاه ايشان، آيات اين موضوع، به مقابله مسلّحانه پس از دعوت و اتمام حجّت اشاره دارند و جنگ بدون دعوتِ پيشين و گفتگو با جريان فتنه و كفر، جايز نيست و آيه:
«فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ فَإِخْوانُكُمْ فِي الدِّينِ؛[٥] پس اگر توبه كنند و نماز
[١]. نساء: آيه ٧٧.
[٢]. احزاب: آيه ٤٨.
[٣]. تفسير القمّى: ج ١ ص ٢٧٨.
[٤]. بقره: آيه ١٩٣.
[٥]. توبه: آيه ١١.