دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٥ - تبيين شيوه داورى داوود و سليمان(عليهما السلام)
خداوند به داوود وحى فرمود كه: فقط در ميان مردم با اتكاى به دلايل و شواهد قضاوت كن. اگر دليلى نبود، آنها را موظّف كن براى اثبات حقّانيت خويش به نام من سوگند بخورند.[١]
در برخى احاديث نيز خداوند مىفرمايد: مردم طاقت چنين حكمى را ندارند، مانند اين حديث:
امام صادق عليه السلام فرمود: داوود عليه السلام دعا مىكرد كه خداوند علم قضاوت ميان مردم را آن طور كه به حقيقت در نزد خداى تعالى وجود دارد، به او تعليم دهد. خداوند متعال به او وحى كرد: اى داوود! مردم تحمّل اين حكم را نخواهند داشت و من به زودى چنين خواهم كرد. دو مرد براى دادخواهى به نزد او آمدند و يكى از ديگرى شكايت داشت. دستور داد كه شاكى، گردن متّهم را بزند! اين امر بر مردم دشوار آمد و گفتند: مردى از ظلم كسى شكايت مىكند و او دستور مىدهد ظالم، گردن مظلوم را بزند. داوود عرضه داشت: پروردگارا! مرا از اين ورطه هلاكت نجات بده. آن گاه خداى متعال به او وحى كرد: اى داوود! خودت از من خواستى كه مطابق نفس الأمر و حقيقتى كه نزد من است، ميان مردم قضاوت كنى و مدّعى، پدر مدعى عليه را كشته، تو هم فرمان قتل مدّعى را صادر كردى. پدر مدّعى عليه در فلان باغ و زير تخته سنگى[٢] مدفون است. به آن محل برو و او را به نام صدا كن، جواب تو را خواهد داد.
داوود با خوشحالىِ بىسابقهاى خارج شد و به بنى اسرائيل گفت گشايش حاصل شد و به همراه آنان به آن مكان رفت و به درخت رسيد. صدا زد فلانى! او هم گفت: لبيك اى نبى خدا! پرسيد: چه كسى تو را كشته؟ گفت: فلانى.
بنىاسرائيل گفتند: شنيديم و ما هم همان را مىگوييم (نپذيرفتند). خداوند وحى كرد: اى داوود! مردم طاقت داورى بر اساس واقع را ندارند. از مدعى بيّنه بخواه و مدّعى عليه را قسم بده.[٣]
[١]. الكافى: ج ٧ ص ٤١٤- ٤١٥ ح ٣.
[٢]. در بحار الأنوار« زير درختى» آمده.
[٣]. قصص الأنبياء: ص ٢٠٠ ص ٢٥٧، بحار الأنوار: ج ١٤ ص ٥.