دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٦ - تبيين شيوه داورى داوود و سليمان(عليهما السلام)
٢. نمونه دوم از قضاوتهاى داوود، استفاده از فنون تجربى، روانشناسانه و عقلايى بازجويى، براى اقرار و كشف حقيقت است كه در اين روايت، منعكس شده است:
امام باقر عليه السلام فرمود: امير مؤمنان وارد مسجد شد. جوانى گريان كه جمعى در اطرافش بودند و وى راآرام كردند با ايشان مواجه شد. على عليه السلام فرمود: «چه چيزى تو را به گريه انداخته است؟».
گفت: اى امير مؤمنان! شُرَيح قاضى درباره من داورىاى انجام داده كه نمىفهمم چگونه است!
اين گروه، همراه پدرم به سفر رفتند. اينان برگشتند و پدرم برنگشت. از آنان در باره وى پرسيدم.
گفتند: مُرد. از اموالش پرسيدم. گفتند: مالى به جا نگذاشت. آنان را پيش شريح آوردم و شريح، سوگندشان داد [و آنان را تبرئه كرد] و من مى دانم اى امير مؤمنان! كه پدرم با ثروت فراوان به سفر، عازم شد.
امير مؤمنان عليه السلام، به آنان فرمود: «برگرديد». همگى به همراه جوان به نزد شريح برگشتند.
امير مؤمنان عليه السلام، به شريح فرمود: «شريح! چگونه بين اينان داورى كردى؟».
شريح گفت: اى امير مؤمنان! اين جوان، عليه اين افراد، ادّعا كردكه آنان، عازم سفرى شدهاند و پدر او نيز همراهشان بوده است. آنان برگشتهاند و پدر او برنگشته است. من از آنان در باره پدر وى پرسيدم. گفتند: مرده است. از آنان در باره اموال او پرسيدم. گفتند: مالى به جا نگذاشته است. به جوان گفتم: آيا براى ادّعايت شاهدى دارى؟ گفت: نه. بنا بر اين، آنان را سوگند دادم و آنان، سوگند خوردند [كه حقيقت را گفتهاند].
امير مؤمنان عليه السلام فرمود: «هيهات، اى شريح! در اين نوع پيشامدها، چنين داورى مىكنى؟!».
گفت: اى امير مؤمنان! پس چگونه [بايد داورى كرد]؟!