دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٧ - تبيين شيوه داورى داوود و سليمان(عليهما السلام)
امير مؤمنان عليه السلام فرمود: «به خدا سوگند، در باره آنان داورىاى خواهم نمود كه پيش از من، كسى جز داوود پيامبر، چنين داورى نكرده است! اى قنبر! شُرطة الخَميس[١] را برايم فرا بخوان».
قنبر، آنان را فرا خواند. على عليه السلام بر هر كدامِ آنان، يكى از افراد شُرطه را مأمور ساخت و آن گاه به آنان نگريست و فرمود: «چه گمان مىكنيد؟ آيا گمان مىكنيد كه من نمىدانم با پدر اين جوان چه كردهايد؟ اگر چنين باشد كه من نادان خواهم بود!». آن گاه فرمود: «اينان را از هم جدا كنيد و سرهايشان را بپوشانيد».
آنها را جدا كردند و در حالى كه سرهايشان با لباسهايشان پوشانده شده بود، هر يك را در كنار يكى از ستونهاى مسجد، سر پا نگه داشتند.
آن گاه [امير مؤمنان عليه السلام] كاتبش (عبيد اللَّه بن ابى رافع) را فرا خواند و فرمود:
«كاغذ و دواتى بياور».
امير مؤمنان عليه السلام، در جايگاه داورى نشست و مردم در اطرافش نشستند. آن گاه به مردم فرمود: «هر گاه من تكبير گفتم، شما هم تكبير بگوييد» و افزود: «راه را باز كنيد».
سپس يكى از آنان را فرا خواند و در مقابل خود نشاند و صورت وى را باز كرد. آن گاه به عبيد اللَّه بن ابى رافع فرمود: «اقرار وى و هر آنچه را مى گويد، بنويس».
سپس [على عليه السلام] به بازجويىِ او پرداخت و از وى پرسيد: «در چه روزى با پدر اين جوان از خانههايتان بيرون رفتيد؟».
مرد گفت: در فلان روز.
[على عليه السلام] پرسيد: «در كدام ماه؟». گفت: در فلان ماه.
[على عليه السلام] پرسيد: «در كدام سال؟». گفت: در فلان سال.
[على عليه السلام] پرسيد: «به كجا رسيده بوديد كه پدر اين جوان درگذشت؟». گفت: به فلان جا.
[على عليه السلام] پرسيد: «در خانه چه كسى درگذشت؟». گفت: در خانه فلانى فرزند
[١]. نيروهاى ويژه نظامى؛ گروهى شجاع و مخلص از شيعيان على عليه السلام كه با او بر سر بهشت، پيمان بسته بودند.