دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٧ - ٥/ ٨ بخشش مال، بدون حساب
است كه براى شاميان نيز نه پولى بياورند و نه محصولى!
گفتيم: اين از چه ناحيهاى مىشود؟ گفت: از سوى روم.
سپس اندكى ساكت ماند و گفت: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «در آخر الزمان، خليفهاى خواهد بود كه مال را بى آن كه بشمارد، عطا مىكند».[١]
١٨٩١. مسند ابن حنبل- با سندش به نقل از ابو سعيد خُدرى-: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «خداوند، دلهاى امّت محمّد صلى الله عليه و آله را بىنياز و توانگر مىكند و عدالت مهدى عليه السلام آنان را فرا مىگيرد تا آن جا كه به كسى فرمان مىدهد كه ندا دهد و بگويد: كسى نياز مالى دارد؟ و از ميان مردم، جز يك مرد بر نمىخيزد. به او مىفرمايد:" نزد خزانهدار برو و به او بگو: مهدى به تو فرمان مىدهد كه مالى به من بدهى" و [او نزد خزانهدار مىرود و] به وى مىگويد: اندكى به من ببخش. و چون مال را بيرون مىآورد و در دامنش مىريزد، پشيمان مىشود و مىگويد: من حريصترين فرد امّت محمّد هستم. آيا آنچه به همه رسيده، مرا كافى نيست؟!
او سپس آن مال را باز مىگرداند و از او قبول نمىكنند و به او گفته مىشود: ما چيزى را كه بخشيديم، باز پس نمىگيريم. اين وضعيت [حكومتدارى]، هفت يا هشت يا نُه سال هست».[٢]
١٨٩٢. الغيبة، نعمانى- با سندش به نقل از بدر بن عيسى-: از پدرم عيسى بن موسى- كه مردى باهيبت بود-، پرسيدم: كدام يك از تابعيان را درك كردهاى؟
گفت: من نمىدانم چه به من مىگويى؛ امّا در كوفه بودم كه شنيدم پيرمردى در مسجد كوفه از عبد خير، حديث نقل مىكند كه او گفت: شنيدم كه امير مؤمنان على بن ابى طالب- كه درودهاى خدا بر او باد- مىفرمايد: «پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به من فرمود: اى على! امامان
[١]. صحيح مسلم: ج ٤ ص ٢٢٣٤ ح ٦٧، مسند ابن حنبل: ج ٥ ص ٥٦ ح ١٤٤١٣، صحيح ابن حبّان: ج ١٥ ص ٧٥ ح ٦٦٨٢، كنز العمّال: ج ١٤ ص ٢٦٣ ح ٣٨٦٥٩؛ العمدة: ص ٤٢٤ ح ٨٨٥، كشف الغمّة: ج ٣ ص ٢٧٢، بحار الأنوار: ج ٥١ ص ٩١ ح ٣٨.
[٢]. مسند ابن حنبل: ج ٤ ص ٧٥ ح ١١٣٢٦، كنز العمّال: ج ١٤ ص ٢٦١ ح ٣٨٦٥٣؛ كشف الغمّة: ج ٣ ص ٢٧٣ وص ٢٦١( با عبارت مشابه)، دلائل الإمامة: ص ٤٧١ ح ٤٦٣، بحار الأنوار: ج ٥١ ص ٩٢ ح ٣٨.