دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٦ - دسته سوم عدم ترحم امام مهدى عليه السلام
حديث دوم نيز لحنى انتقادى در نفى تسامح و آهنگى ايجابى در اثبات دشوارىهاى فراروى قيام امام مهدى عليه السلام دارد و پيام آن، اين است كه اين قيام، با دشوارىهاى جدّى و سختى رو به رو خواهد بود كه جز با ايثارگرى و جانبازى، به سامان نخواهد رسيد. بخش پايانى اين حديث بر دشوارى امر قيام و عدم تسامح و تساهل در آن، تصريح دارد و اين پندار را كه در قيام امام مهدى عليه السلام، خونى از فردى ريخته نخواهد شد و مخالفان نيز همچنان آسوده خواهند بود، مردود اعلام مىكند.
دسته سوم: عدم ترحّم امام مهدى عليه السلام
در برخى از احاديث، شدّت تعامل امام مهدى عليه السلام، چنان تصوير شده كه در جلوه رحمت بودن ايشان و نيز نسبت داشتن ايشان با خاندان وحى، ترديد خواهد شد.
در حديثى گزارش شده است كه ايشان به قريش، يعنى نسل و تبار خويش، آن چنان سخت خواهد گرفت كه در فرزند فاطمه عليها السلام بودن وى، ترديد خواهد شد؛ چرا كه ادّعاى قريشيان اين است كه: اگر او فاطمى بود، به ما رحم مىكرد! متن حديث منسوب به امام على عليه السلام چنين است:
بِأَبِى ابنُ خِيَرَةِ الإِماءِ، لا يُعطيهِم إلَّاالسَّيفَ هَرجاً هَرجاً، مَوضوعاً عَلى عاتِقِهِ ثَمانِيَةَ أشهُرٍ حَتّى تَقولُ قُرَيشٌ: لَو كانَ هذا مِن وُلدِ فاطِمَةَ لَرَحِمنا.[١]
پدرم فداى فرزند برگزيده كنيزان! جز با شمشير و كشتار، [با جبّاران] رفتار نمىكند و شمشيرش را هشت ماه بر دوش دارد تا آن جا كه قريش مىگويند: اگر او از فرزندان فاطمه بود، به ما رحم مىكرد.
در نسخه ديگر از اين حديث، به صراحت، فاطمى بودن امام عليه السلام نفى شده است؛ ليكن به قريش استناد نشده است:
[١]. ر. ك: ص ٨٦ ح ١٦٨٥.