دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٧ - دسته سوم عدم ترحم امام مهدى عليه السلام
حَتّى يَقولوا: وَ اللَّهِ، ما هذا مِن وُلدِ فاطِمَةَ، لَو كانَ مِن وُلدِها لَرَحِمنا! يُغريهِ اللَّهُ بِبَنِى العَبّاسِ وَ بَنى امَيَّةَ.[١]
تا آن جا كه مىگويند: «به خدا سوگند، اين، از فرزندان فاطمه نيست. اگر از فرزندان او بود، به ما رحم مىكرد!». خداوند، او را بر ضدّ عبّاسيان و امويان بر مىانگيزد.
در نقلى ديگر از اين متن، در قريشى بودن امام عليه السلام نيز ترديد شده است:
حَتَّى يَقُولُوا مَا هذَا مِن قُرَيشٍ لَو كانَ هذا مِن قُرَيشٍ وَ مِن وُلدِ فَاطِمَةَ لَرَحِمَنَا.[٢]
اين از قريش نيست؛ چرا كه اگر از قريش و از فرزندان فاطمه بود، به ما رحم مىكرد!
با چشمپوشى از ضعفهاى سندى و مصدرى اين احاديث، در تبيين مقصود از آنها مىتوان چنين گفت كه هماره وابستگان نسبى و نژادى، با تمسّك به حلقه مشترك خود، سعى در نوعى برخورد متفاوت و مدارا و تسامح دارند. در اين متون نيز قريش از فاطمه عليها السلام به عنوان حلقه ارتباطى خود با امام مهدى عليه السلام بهره جسته است. به نظر مىآيد كه اين حديث در صدد بيان اين اصل در قيام مهدوى است كه صرفِ داشتن رابطه نسبى با امام عليه السلام، مانع اجراى عدالت از سوى ايشان نخواهد بود و اگر مخالفان ايشان، از ميان قريش نيز باشند، ايشان با آنان مثل ديگر مخالفان و معاندان برخورد خواهد كرد. از اين رو، از اين حديث هم نمىتوان خشونت يا كشتار را استنباط كرد؛ بلكه بر فرض پذيرش صحّت سندى، به بيان اصل مديريتى قيام امام مهدى عليه السلام در برخورد با مخالفان از قريش اشاره دارد.
[١]. ر. ك: ص ٨٨ ح ١٦٨٩( الفتن، ابن حمّاد).
[٢]. كتاب سليم بن قيس الهلالى: ج ٢ ص ٧١٥ ح ١٧.