علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٩٧ - بررسی و بازیابی کتاب مفقود «الخصائص العلویة»
کتابهایی میداند که به طور مستقیم، بدان دسترسی نداشته و به واسطۀ کتابهای دیگر، حدود ده روایت از آن نقل کرده است.[١] همچنین حر عاملی (م ١١٠٤ق)، در اثبات الهداة این کتاب را از جمله کتابهایی که هنگام تدوین کتاب خویش بدان دسترسی نداشته و به واسطه منابع دیگر از آن نقل کرده، نام میبرد؛[٢] چنان که مجلسی (م ١١١١ق)، روایاتی که از نطنزی نقل کرده، به واسطۀ منابع دیگر، مانند المناقب ابن شهر آشوب است.
نکتۀ درخور توجه این است که منابع اهل سنت (غیر از کتاب فرائد السمطین که دیدگاههایش نزدیک به شیعیان است)، هیچ روایتی را از خصائص نطنزی نقل نکردهاند. این که صفدی گفته نطنزی بهرهای از روایات خویش نبرده، شاید اشاره به همین موضوع باشد که از روایات وی استقبالی در میان اهل سنت نشده است. سمعانی ـ که شاگرد نطنزی بوده ـ در کتاب ادب الاملاء و الاستملاء، دو مطلب از وی نقل میکند که هر دو مطلب نقل شعری از نطنزی است[٣] و این موارد از کتاب خصائص نیست.
نتیجه
نتایجی که با مرور بر موارد بر جای مانده از نطنزی میتوان بدان دست یافت، بدین شرح است:
اول، این که بر اساس مواردی که از نطنزی در منابع شیعی نقل شده، نمیتوان به گرایش واقعی وی دست یافت؛ زیرا که منابع شیعی بر اساس عقاید خویش و با گزینش، روایات وی را نقل کردهاند؛ چنان که حموی، نویسندۀ فرائد السمطین ـ که تمایلات سنی دارد ـ مواردی را از وی نقل کرده است که شامل تمجید از بزرگان اهل سنت است.
دوم، این که نویسندگان اهل سنت در نقل فضایل برای امام علی و اهل بیت، هیچ منعی در برابر خود نمیدیدهاند، بویژه گاه فضایلی را در باب ولایت امام علی نقل کردهاند که بیانگر جانشینی به حق وی بر رسول خداست؛ اما با بررسی کتابهای مشابه خصائص نطنزی ـ که به شکل اصلی خود باقی ماندهاند؛ مانند المناقب امام علی خوارزمی ـ میتوان به این مسأله پی برد که این گونه نگارشها در جای خود، مناقب دیگر صحابه را نیز نقل میکنند و یا در تفسیر فضایل نقل شده برای اهل بیت به گونهای عمل میکنند که آنچه مراد شیعیان است، حاصل نمیشود.
سوم، این که گاهی برخی نویسندگان اهل سنت ـ که فضایل اهل بیت را به صورت مستوفی نقل کرده و برای ایشان اهمیت و جایگاه ویژهای تعریف کردهاند ـ متهم به گرایشهای شیعی شدهاند. نویسندگان تندرو اهل سنت برای مقابله با این نویسندگان و کتابهایشان، بدان ارجاع نمیدهند تا از رده خارج گردند؛ چنان که فراموش شدن کتاب نطنزی و عدم ارجاع به آن، در میان منابع بعدی اهل سنت، میتواند ناشی از همین دیدگاه بوده باشد.
[١]. همان، ص٥٦٢.
[٢]. همان، ص٦٢٢.
[٣]. کشف الغمة، ج١، ص١٠١.