یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٣ - عرفان حافظ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٨٣
دوستان عیب نظربازی حافظ مکنید که من او را ز محبان شما [١] میبینم
ایضاً در غزلی که با این بیت آغاز میشود:
دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما
میگوید:
روی خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کرد زین سبب جز لطف و خوبی نیست در تفسیر ما
ایضاً در غزلی که [با] این بیت آغاز میشود:
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست سخن شناس نهای دلبرا خطا اینجاست
سرم به دنیی و عقبی فرو نمیآید تبارک اللَّه ازین فتنهها که در سر ماست
در اندرون من خسته دل ندانم کیست که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
تا میگوید:
مرا به کار جهان هرگز التفات نبود رخ تو در نظر من چنین خوشش آراست
ایضاً در غزلی که با این بیت آغاز میشود:
بلبلی برگ گلی خوشرنگ در منقار داشت واندر آن برگ و نوا خوش نالههای زار داشت
میگوید:
خیز تا بر کلک آن نقاش جان افشان کنیم کاین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت
[١] انجوی: خدا