یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٩ - ( حریت ) آزادمنشی و مناعت طبع، عزلت و انزوا
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٢٥٩
خود مکلف و مجبور نیستند، سلطان را اعم از اینکه خوب یا بد باشد باید اطاعت نمود و در برابر استبداد و تعدیات وی افراد هرگز حق ندارند ایستادگی بکنند، فقط با اخطارهای مؤدبانه و احترام آمیز و بدون غوغا و جنجال میتوانند او را متوجه سازند، حقوق فردی وجود ندارد و حقوق افراد فقط یک امتیازات موقتی و بیدوام از قوای عمومی است [١] این قسمت باید با خطبه ٢٠٧ نهج البلاغه درباره حق والی بر رعیت و حق رعیت بر والی- که در آخر آن خطبه حق انتقاد به مردم میدهد- مقایسه شود. ضمناً جمله اینکه اقتدار سلطنتی از خداوند ناشی میشود و جمله «پادشاه چه خوب است و چه بد باید اطاعت شود» باید از نظر مبانی دینی مورد مطالعه قرار گیرد!! صفحه ٣٨:
منتسکیو در روح القوانین میگوید: پیش از آنکه قوانین موضوعه به وجود آید روابط عادلانه امکان پذیری وجود داشته است و تصور اینکه غیر از قوانین موضوعه هیچ خوب و بد و حق و باطلی وجود ندارد مانند گفتن این است که پیش از ترسیم دایره اشعه برابر نبودهاند.
نظر منتسکیو درباره حقوق طبیعی و مسلک جبر در حقوق:
با وجود اینها منتسکیو صریحاً وارد حقوق طبیعی افراد نشده از آن مستقلًا دفاع ننموده است و فقط لزوم مطابقت قوانین را با اوضاع مکان، روحیات، شرایط جوی و اقلیمی و زمانی، سوابق تاریخی و استعداد نژادی اقوام و ملل تأکید نموده است. به عبارت دیگر علل ثانوی را مورد توجه قرار داده و متوجه علل اولیه قوانین که حقوق طبیعی افراد باشد نشده است. در نظر او حق نتیجه احتیاجات یک کشور در زمان معینی است و بدین ترتیب منتسکیو مسلک جبر را در خصوص حق اختیار نموده است.
[١] رجوع شود به کتاب آزادی فرد و قدرت دولت، عقیده هابز در حکومت.