یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٠ - خطابه و منبر
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٣٣٠
منبرهای فاتحه هم غالباً این جنبهاش میچربد که خطیب باید تأبین کند و ثنای بعد از موت نماید و بعد هم یک یک از بازماندگان و خاندان میت به عنوان خانوادههای محترمی که در این مصیبت عزادارند به نیکی یاد کند، اگر میت صاحب شخصیت و فامیل باشد به هر حال باید او را فرشته بینظیر و فقید سعید [بخواند] که عمری را به نیکنامی و پاکدامنی بسر برد و از خود نام نیک و آثار خیر به یادگار گذاشت. این جملهها مثل آیه فبأی الاء ربکما تکذبان در همه مجالس فاتحه تکرار میشود و گاهی هم قصه آن منبری بیچاره که نمیدانست مرده زن صاحب عزاست، به خیال اینکه مردی بوده گفت: بلی بنده سالها با این مرحوم معاشرت داشتهام، شبها با یکدیگر بسر بردهایم، روزها پیش هم بودهایم، پیدا میشود و حال آنکه گاهی اقتضا میکند که از میت اگر باید نامی برد باید از او انتقاد کرد. ما در زمان خودمان دیدیم که کسانی تا زنده بودند هدفشان مبارزه علنی با دین بود، بعد مردند و به احترام فامیل متشخصشان مجلس فاتحه گذاشته شد.
٢١. در قرآن کریم میفرماید: الرحمن علّم القرآن خلق الانسان علّمه البیان.
اهمیت خطابه در اسلام از نماز پیدا شده، از نماز جمعه.
میگویند خطابه بر سه قسم است: قضایی، سیاسی، دینی. البته خطابه خودش فنی از فنون و هنری از هنرهاست، جزء عملیات هنری است، صنعت و صناعت است. فرق است بین صنعت و صناعت، و همچنین فرق است بین صنعت و هنر. به هر حال خطابه خود یک صناعت بشری است و از صناعات مربوط به قوه بیان است، همان طوری که غنا از صناعات مربوط به آواز است و رقص از صناعات مربوط به اندام است، کشتی گیری از صناعات مربوط به قوای عضلانی است، همچنین عملیات آکروباسی. به همان اندازه که ارزش قوه بیان و زبان فوق سایر ارزشهاست، ارزش خطابه هم فوق ارزش سایر جنبههای صناعی انسان است. هر کدام از صناعات هدف و غرضی دارد. غالباً هدف هنرها فردی است و لذت و رضایت آنی دارد، مثل رقص و