یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٢ - عرفان حافظ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٧٢
مفسریت است. رابعاً اختصاص به حافظ ندارد، رمزی و سمبولیک سخن گفتن قرنها قبل از حافظ در اشعار عرفانی اسلامی اعم از عربی و فارسی آمده است و بسیاری از آنها تصریح کردهاند که تعبیر و اصطلاح خاص دارند در معانی عرفانی، و علت به کار بردن تعبیر خاص چیزی است که بعداً خواهیم گفت. پس معلوم شد که اولًا معانی عرفانی و حقیقی را لباس مجازی پوشیدن سنتی بوده که قرنها قبل از حافظ معمول شده است و حافظ از این سنت پیروی کرده است.
و ثانیاً اگر همه اشعار حافظ یکنواخت در مفاهیم تحیر، نقدگرایی و دم مغتنم شماری، و میخوارگی و امرد بازی، و بیاعتنایی به فکر خدا و فردا بود، اینکه چنین اصطلاحی میان عرفا بوده به تنهایی دلیل نبود. عمده این است که غزلهایی حافظ دارد که از اول تا آخرش بدون هیچ شک و تردیدی گرایشهای شدید عرفانی است (رجوع شود به ورقههایی به همین عنوان).
و ثالثاً برخی غزلهای دیگر در متن خود آن غزل شاهدی بر مدعای عرفانی است، و به نظر من شاید یکی دو غزل یا بیشتر در حافظ باشد که در متن غزل شاهدی بر مدعا نباشد (رجوع شود به ورقههایی به همین عنوان).
رابعاً در برخی اشعار، حافظ مقصود خود را توضیح میدهد و تفسیر میکند و به عبارت دیگر، بیان حاکم دارد که لسانش لسان تفسیر است و خودش آن را تفسیر کرده است (رجوع شود به ورقههایی به همین عنوان).
ما بحث خود را از اصطلاح متداول عرفا آغاز میکنیم [١]:
محیی الدین در ذخایر الاعلاق فی شرح ترجمان الأشواق، ص ٤، در عین اینکه خود تصریح میکند که مفهوم ظاهری کلمات عاشقانهاش مربوط است به زن عارفهای که نام برد، [میگوید:]
[١] رجوع شود به ورقه «حافظ و طرز بیان سمبولیک یا متشابه».