یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥١ - خطابه و منبر
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٣٥١
حسین، اوضاع و احوالی که در آن زمان بود که سبب شد امام حسین قیام بکند و اینکه قیام امام حسین جنگ عقیده و مسلک بود نه جنگ شخصی، به خاطر شخص خودش و اینکه من نه تو نبود. و بعد هم زمان خودشان و اعمالشان و روش خودشان را در نظر بگیرند، ببینند آیا اگر امام حسین در همین زمان بود چه میکرد؟ و امثال اینها.
باید بفهمیم که فلسفه تشکیل مجلس عزا و گریه کردن چیست [١]؟ آیا گریههای ما به حال امام حسین فایدهای دارد؟ به حال چه کسی فایده دارد؟ یا مقصود این است که یک فکر و یک روح را همیشه در خودمان زنده نگه داریم، فکر حق طلبی و حق خواهی و مبارزه با جور و ظلم. فرق بین مبارزه امام حسین با مبارزه پیغمبر چه بود؟ در زمان پیغمبر کفر صریح بود و صریحاً مردم منکر لااله الّا اللَّه بودند ولی در زمان امام حسین مردمی در زیر پرده و لوای اسلام و [با] حفظ ظاهرها و اقامه شعایر ظاهری، تیشه به ریشه میزدند. اینها را بفهمیم و بدانیم. او میگفت:
الا ترون ان الحق لایعمل به و ان الباطل لایتناهی عنه، لیرغب
[١] همان طوری که در دفتر ٤١ شماره ١٢٠ گفتیم، ائمه ما خواستهاند که همان طوری که زنده امام حسین مزاحم یزید و ابن زیاد آن زمان بود، نام او و ذکر او و شعارهای او برای همیشه مزاحم باشد، چون امام حسین با شخص یزید که طرف نبود، جنگ او جنگ عقیده بود، پس [باید] به صورت مکتبی در جهان باقی بماند.
گاهی اشخاصی میمیرند و تا زنده هستند مزاحماند و همین که مردند مزاحم نیستند بلکه از نامشان استفاده میشود، مثل مراجع فتوای بعدی برای اسلاف خودشان.
ولی گاهی حساب حساب شخص نیست، حساب روش و مکتب است، با مردن از بین نمیرود. مثلًا کمیت اسدی در زمان امویها و دعبل خزاعی در زمان عباسیها از کسانی بودند که نام حسین را به صورت یک مکتب حفظ کردند و با حکام زمان خود مبارزه کردند و تخت جور آنها را لرزاندند. و علت اینکه متوکل مردم را از زیارت امام حسین منع میکرد همین بود، یعنی به علت شخصی نبود بلکه به علت این بود که حسین مزاحم او بود. اگر زمان متوکل مثل زمان ما بود، خود متوکل هم عزاداری میکرد و مردم را منع نمیکرد.
[ظاهراً باید به این صورت باشد: مثل مراجع فتوای قبلی برای اخلاف خودشان.]