یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٣ - حیات اجتماعی و انسانی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٣١٣
حیات اجتماعی و انسانی
یا ایها الذین امنوا استجیبوا للَّه و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم.
حیات و موت دارای مراتب و درجات است، زیرا حیات را از راه اثرش باید شناخت. اثر حیات احساس و تحرک، بینش و جنبش است.
فرهنگ و ادبیات هر قومی ممکن است زنده و محیی باشد و ممکن است مرده و بیروح. در میان علوم و فنون هیچ چیز به اندازه ادبیات عمومی در حیات و رقاء فکری مردم تأثیر ندارد [١]، یعنی اینکه آن قوم چه تاریخی و چه دستورالعملهایی و چه ضرب المثلها و امثال سائرهای و چه شخصیتهای مورد احترامی و چه کتب ادبی و چه اشعار و چه حکایتها و افسانههای ملی داشته باشند.
بزرگترین مردان تاریخ مخترعین و مکتشفین نیستند، بلکه آنها هستند که مخترعین و مکتشفین ساختند یعنی نویسندگان و گویندگان زبردست.
ادبیات زنده، ملتی را زنده میکند. ادبیات دینی و فرهنگ مذهبی نیز ممکن است زنده باشد و ممکن است مرده. قرآن نشان داد که فرهنگ زندهای است ولی بعدها عناصر مرده در فرهنگ اسلام رایج شد، شخصیتهای مرده نمونه بزرگی شناخته شدند، از مقدس مآبها و صوفی مآبها و غیر اینها.
ضرب المثلها و امثال مرده از قبیل «از این ستون تا آن ستون فرج است» که دعوت به «تسویف» و تعلل است یا «خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت باش» یا آنچه در باب بخت گفته شده:
[١] زیرا ادبیات عمومی مسائل مورد دلبستگی و عمل انسان است، حکمت عملی اوست، مقیاس و معیار ارزشهای اوست و با هدفهای او در زندگی مربوط است. ما در ورقههای «دین، زندگی، تمدن» گفتهایم که دین هدف زندگی و علم ابزار زندگی را تعیین میکند.