یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٢ - ( حریت ) آزادمنشی و مناعت طبع، عزلت و انزوا
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٢٥٢
آیا اصل تقدم جمع بر فرد با حقوق طبیعی منافات دارد؟:
گفتهاند حقوق طبیعی چون تکوینی است ثابت و دائم است یعنی هیچ قانونی به هیچ مصلحتی نمیتواند آن را سلب کند، مثل حق حیات و حق آزادی و حق مساوات. آیا اگر حقوق طبیعی فرد با مصلحت اجتماع معارض و مزاحم شد باز هم قابل سلب نیست، چرا؟ و آیا این خود دلیل بر این نیست که حقوق فطری و طبیعی به این معنی وجود ندارد، مگر آنکه بگوییم حق فطری به معنی اقتضاء است نه به معنی علت تامه.
ظاهراً اصلی که حقوق فطری را متزلزل میکند اصالت اجتماع است، زیرا مصلحت و خیر اجتماع است که ممکن است حق حیات [١] را از فرد سلب کند یا حق آزادی را از او بگیرد.
قاعده لاضرر:
میتوان گفت قاعده لاضرر و لاضرار اسلام ارجاع به فطرت و امضاء حقوق فطری است، خصوصاً با در نظر گرفتن مورد حدیث.
در کتاب تحولات حقوق فطری میگوید:
حقوق طبیعی اساساً مبتنی بر این است که شخصیت انسان قابل احترام میباشد [٢] و احترام شخصیت، آزادی و اراده اشخاص منظور اساسی حق است.
اصل تضامن حقوقی در طبیعت:
آیا یک نحو تضامن اجتماعی میان افراد است و حتی حاضرین نسبت به نسل آینده نیز ضمانت و مسؤولیتی دارند و آنها بر اینها حقوقی دارند همان طوری که یک نوع ضمانت و مسؤولیتی نسل حاضر نسبت به نسل گذشته دارد؟ و اساساً این حقوق از کجا پیدا شده و کی وضع کرده؟ آیا طبیعی است؟ معنی ندارد که گذشته و آینده
[١] حیات را حق دانستن خالی از مسامحه نیست همان طوری که آزادی رقبه نیز حق نیست و همان طوری که مالکیت انسان نفس خود را نیز مالکیت قانونی و اعتباری نیست.
(٢) از همین رو است که حقوق بشر- چنانکه در صفحات پیش گذشت- از دو اصل آزادی و مساوات منشعب میشود.