یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٥ - حرکت و سکون در اجتماع
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ١٩٥
اصالتاً میتواند محرک و موجد جنبش و حرکت در قومی واقع شود. اینها از جنبههای محرک و نشاطآور قرآن و نهج البلاغه غافلند و به همین دلیل دیگران را تخطئه میکنند. اینها همیشه سؤال میکنند که فلان حرکت و یا جنبش را چه انگشتی ایجاد کرده. من نمیدانم چرا اینها هیچ وقت درباره سکوتها و سکونها اینطور فکر نمیکنند، چرا هیچ وقت از خودشان یا دیگران نمیپرسند این سکونها و سکوتها و مهر بر لب زدنها و روپوشاندنها و طفره زدنها انگشت کیست؟
طبیعت آدمی که زنده و طالب کمال و ترقی و جنبش است! در موجود زنده سکون و سکوت و مرده وشی خلاف اصل است. چرا از عامل سکون و سکوت، کسی نمیپرسد؟ و حال آنکه اگر کسی اندک چشم واقع بین داشته باشد، بهطور واضح انگشتها و دستهای سکون و مرده وشی را میبیند. در خاطرات روز ٢٠/ ١١/ ٣٩ مینویسد [١]:
حوزه علمیه قم بزرگترین مرکز علوم دینی است و هنوز کیفیت معنوی خود را حفظ کرده و از جهان مادی خود را دور نگه داشته است. فاعتبروا یا اولی الابصار.
در کشورهای استعماری همواره زنجیر به دست و پاها میزنند نه اینکه ایجاد حرکت و جنبش کنند. مخصوصاً یک نوع بالخصوص زنجیر است که من زنجیر طلایی اصطلاح کردهام، این زنجیرهای طلایی برای سکون و عدم حرکت است.
اگر کسی مال کسی را ببرد و او مطالبه کند نباید پرسید محرکش کیست، بلکه اگر مطالبه نکند و سکوت نماید باید پرسیده شود: چرا و به چه جهت، علت چیست و کیست؟ و همچنین اگر کسی به کسی آزاری برساند و او داد بکشد و انتقام بخواهد طبیعی است، اگر مثل جماد سکوت کند غیر طبیعی است و علت میخواهد. و همچنین اگر کسی ببیند رقیب دارد جلو میزند و او بیحال نگاه کند و حرکت
[١] [در اصل دستنویس جمله به همین صورت است و فاعل جمله ذکر نشده است.]