یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٠ - ( حریت ) آزادمنشی و مناعت طبع، عزلت و انزوا
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٢٥٠
علی علیه السلام نقل میکند: لکل ذی رمق قوت و لکل حبة آکل. معنی این جمله همان رابطه تکوینی و غایی و حق فطری انسان بر مواهب طبیعت است.
١١. رابطه انسان با مورد حق خود بر دو قسم است، یا فاعلی است یا غایی است (توضیح علت فاعلی و غایی) و یا هردو؛ از نظر فلسفه اجتماعی مبتنی بر فلسفه مادی فقط و فقط باید رابطه فاعلی باشد، ولی از نظر فلسفه اجتماعی اسلامی هم رابطه غایی است و هم رابطه فاعلی.
ضربهای که افکار اشعری بر فقه اسلامی وارد کرد:
١٢. اینکه بحث اصل عدل را پیش آوردیم برای این بود که تأثیر بحث عدل را در تفسیر اصل عدالت اجتماعی بیان کرده باشیم، و دیگر اینکه انکار اصل عدل و تأثیرش کم و بیش در افکار مانع شد که فلسفه اجتماعی اسلام رشد کند و بر مبنای عقلی و علمی قرار بگیرد و راهنمای فقه قرار گیرد؛ فقهی به وجود آمد غیر متناسب با سایر اصول اسلام و بدون اصول و مبانی و بدون فلسفه اجتماعی. اگر حریت و آزادی فکر باقی بود و موضوع تفوق اصحاب سنت بر اهل عدل پیش نمیآمد و بر شیعه هم مصیبت اخباریگری نرسیده بود، ما حالا فلسفه اجتماعی مدوّنی داشتیم و فقه ما بر این اصل بنا شده بود و دچار تضادها و بن بستهای کنونی نبودیم.
آیا حق مبنای عدالت است یا عدالت مبنای حق؟:
١٣. رابطه حق و عدالت؛ آیا حق مبنای عدالت است و یا عدالت مبنای حق است؟ یعنی آیا حقوق واقعی در عالم هست وعدالت عبارت است از «اعطاء کل ذی حق حقه» یا اینکه عدالت واقعی هست، یعنی باید در جامعه به حکم عقل و به حکم آثار خوبی که دارد بین مردم تساوی باشد از لحاظ تکلیف و از لحاظ حقوقی که قانون وضع و جعل میکند، پس عدالت یعنی مساوات در برابر قانون، و قانون که حقوق را وضع میکند باید براساس عدالت و مساوات وضع کند. پس عدالت باید مبنای حقوق موضوعه باشد، و همه حقوق هم موضوعه است به استثنای آنچه قبلًا از کتاب حقوق اساسی نقل کردیم که گفت آزادی و تساوی از حقوق طبیعی است و ما آنها را