یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٨ - عرفان حافظ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٧٨
د. زیبایی و کمال تجلی یا در لسان فارسی عدل و حکمت بالغه در خلقت ه. حیات و تسبیح موجودات- سریان عشق در همه ذرات، که ملازم با نوعی شعور است.
و. بازگشت عموم اشیاء به حق (معاد) ز. انسان مظهر کامل اسماء و صفات، خلیفة اللَّه، حامل بار امانت، آینه کامل حق نما ح. انسان عالم کبیر است و جهان عالم صغیر یا انسان صغیر.
ط. غربت انسان در جهان و عدم تجانس او با طبیعت (ر. ک:
عدل الهی) ی. خود حقیقی انسان، اوست.
یا. تحقیر عقل و فلسفه و اینکه پای استدلالیان چوبین بود، [عقل و فلسفه] به جایی نمیرسد، و اینکه راه صحیح برای معرفت راه سلوک و تهذیب نفس است.
یب. غایت کمال انسان، وصول به او و فانی شدن در اوست نه در صیرورة الانسان عالماً عقلیاً ...
یج. معرفة النفس نیز با علم و فلسفه حاصل نمیشود، با سلوک حاصل میشود و آنوقت است که معرفة اللَّه حاصل میشود.
اما وحدت وجود- رجوع شود به ورقههای «وحدت وجود، مدارک».
اما وحدت تجلی:
حکما معتقدند به اینکه خداوند عقل اول را آفرید و به وسیله عقل اول عقل دوم را تا عقل فعال. متکلمین معتقدند که خداوند اشیاء را جدا از یکدیگر و بیارتباط به یکدیگر میآفریند.
حکما به علت و معلول تعبیر میکنند، ولی عارف معتقد است از ازل تا ابد یک تجلی بیش نیست- رجوع شود به درسهای «روابط فلسفه و عرفان».
حافظ روی این مطلب زیاد تکیه کرده است، مثلًا: