یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٦ - ( حریت ) آزادمنشی و مناعت طبع، عزلت و انزوا
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٢٧٦
مبنای منع تبذیر:
این نکته قابل توجه است که در اسلام حق تضییع و حتی حق معطل و مهمل گذاشتن مال از قبیل زمین و پول (والذین یکنزون الذهب و الفضة ...) از مالک گرفته شده، همچنین حق تصرف از سفیه گرفته شده و به عنوان «اموالکم» در مورد وی تعبیر شده که میفرماید: ولاتؤتوا السفهاء اموالکم التی جعل اللَّه لکم قیاماً. ممکن است کسی بگوید از باب این است که مال مال خداست، ولی باید دانست که مال خدا بودن در عرض مال مخلوق بودن نیست. خداوند به این معنی حق پیدا نمیکند که زید حق پیدا میکند. حق خدا عبارت است از حق عموم مثل سبیل اللَّه که سبیل خیر عموم است.
در ص ٧٠ برای توضیح مکتب اصالت اراده میگوید:
مکتب اصالت اراده:
حقوق یکی از صفات اراده و یا عبارت از اراده به حالت رابطه اجتماعی میباشد. انسان موجودی است متصف به داشتن اراده و اختیار و از این جهت میتواند در اجتماعی زندگی کند که این اختیار را فعلیت دهد؛ یعنی از نظر اجتماعی وسایل تحقق و تأمین آن فراهم شود و از این وسایل برای او حقوقی پدید آید تا به موجب آنها بتواند شخصیت خود را آزادانه ترقی دهد و اراده خود را در حدودی که قانون تجویز مینماید به موقع عمل گذارد. در این حالت، حقوق او مانند این خواهد بود که اراده انسانی در بیرون از ذات او به حالت کشمکش با ارادههای دیگران به فعل آید ... هرکس فاقد اراده باشد- مانند طفل و دیوانه- اهلیت حقوقی ندارد، همچنین شرکتها و عناوین. اراده نیرومندتر مثل اراده هیئت حاکمه باید حقوق افزونتر و وسیعتر داشته باشد.
٢١. صفحه ٧٤: مکتب اصالت فرد از نظر دانشمندان معاصر: