یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١ - عرفان حافظ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٧١
حاشا که من به موسم گل ترک میکنم من لاف عقل میزنم این کار کی کنم
مطرب کجاست تا همه محصول زهد و علم در کار چنگ و بربط و آواز نی کنم
ایضاً:
طاق و رواق مدرسه و قال و قیل علم در راه جام و ساقی مه رو نهادهایم
ایضاً:
بر در مدرسه تا چند نشینی حافظ خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم
آری اینها بود مشخصات چهره حافظ و سیمای حافظ، اگر اشعار او را به اصطلاح بهطور مادی تفسیر کنیم و هر تفسیر معنوی را تأویل و توجیه بپنداریم.
البته صرف استبعاد، و اینکه حتی مفسران مادی حافظ راضی به این حد نیستند دلیل بطلان این نظریه نمیشود. ممکن است کسی بگوید چه مانعی دارد، حافظ همینطور بوده است، ارزش حافظ به هنرش است نه به شخصیت اخلاقی و مذهبی او، او یک هنرمند بزرگ و نابغه است نه یک معلم اخلاق.
ولی باید ببینیم این تفسیر بلااشکال است؟ میبینیم نه. قرائن داخلی و خارجی همه بر ضد اینها دلالت میکند. اولًا حافظ غزلهای دیگری دارد در معانی و مفاهیم اخلاقی و عرفانی که از مفاهیم این غزلها جدیتر است، گاهی تمام یک غزل عرفان و سلوک است. ثانیاً گاهی در همان غزلی که بیتی بر مفهوم مادی این معانی دلالت میکند، بیت دیگر بر ضد اوست و از این رو به اختلاف زمان قابل توجیه نیست. ثالثاً بعضی اشعار دیگر دارد که خود در آن اشعار سایر اشعار خود را توضیح میدهد و به اصطلاح فقها حکومت دارد بر آنها، یعنی صرف ظاهریت و اظهریت نیست بلکه شارحیت و مبینیت و