یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣١ - ( حریت ) آزادمنشی و مناعت طبع، عزلت و انزوا
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٢٣١
نیست که دیگران را دشنام دهد یا غیبت کند یا تهمت بزند یا اضلال و اغفال کند یا حتی لغو بگوید یا خوض در باطل کند (و اذا رأیت الذین یخوضون فی ایاتنا فاعرض عنهم حتی یخوضوا فی حدیث غیره) و یا به قول امروزیها انسان حق آزادی دارد ولی این آزادی محدود است لااقل به اینکه لطمه به آزادی دیگران نزند (هرچند از نظر ما چنانکه در یادداشتهای «مبانی حقوق اسلامی» گفتهایم خود آزادی حق نیست).
یا اینکه انسان حق تملک دارد ولی این حق تملک حدی دارد و غیر محدود نیست، یا از راه اینکه قانون محدودیت آن را اعلام میکند یا از راه اینکه راه تملک شرعی طوری است که یک نفر نمیتواند از حدود معینی تجاوز کند. انسان حق فکر کردن دارد، دستگاه مفکره برای اندیشیدن آفریده شده، ولی حدی دارد که انسان درباره چه چیزی بیندیشد، مثلًا درباره نقشه کشی برای بدبخت کردن دیگران نیندیشد. دستگاه استعماری همواره نقشهها به کار میبرد ولی حق ندارد درباره این امور بیندیشد. همچنین انسان حق تصرف و تسلط بر اموال خود را دارد (الناس مسلطون علی اموالهم) اما محدود است به اینکه اکل مال به باطل نباشد، بیع اموری که منافع محلله شرعیه مقصوده ندارد نباشد، بیع چیزی که مضر به جامعه اسلامی است نباشد، حق اسراف و تبذیر ندارد. همچنین گوش حق دارد که بشنود ولی محدود است، دست حق دارد که بطش کند و پا حق دارد که راه برود ولی محدود است، بطن و فرج هرکدام حقوقی دارند ولی محدودند به حدودی. جسم حق استراحت و حق تغذی دارد. انسان نمیتواند به خودش زجر بدهد و یا عضوی را ناقص کند ولی حق او حدی دارد، نباید به صورت تنبلی و تن پروری درآید.
همان طوری که اعضا و جوارح انسان در زندگی فردی او دارای