یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٤ - خطابه و منبر
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٣٤٤
در آن بحث شده باشد.
البته این کتاب مربوط به روضه خوانی و مرثیه خوانی است نه مربوط به موعظه و یا سخنرانی، گو اینکه مؤسسه ناشر کتاب در پشت کتاب نوشته «در آداب سخنرانی اهل منبر» و انصافاً برای روضه خوانی و مرثیه خوانی بیش از همین دو شرط نمیتوان ذکر کرد.
اگر بخواهیم شرایط وعظ وخطابه و واعظ و خطیب را ذکر کنیم خیلی شرایط دیگر دارد. به دلیل اینکه اهل منبر فعلًا هم روضه خوانند و هم واعظ و هم خطیب، هم جانشین امثال کمیت هستند و هم جانشین مجالس موعظه متصوفه و هم احیاناً کار خطیب جمعه را انجام میدهند. البته چون خود عمل روضه خوانی است، یعنی به نام ذکر مصیبت مجالس منعقد میشود، پس تیتر و عنوان اصلی این مجالس مرثیه خوانی است و چون حالت مجلس موعظه به خود گرفتن از مجالس متصوفه سرایت کرده و وارث مستقیم آن مجالس میباشند، در مقدمه موعظه میکنند و در آخر ذکر مصیبت میکنند، و این موعظهها زیاد رنگ عرفان و تصوف دارد ولی چه بهتر که مانند خطیب جمعه جامع بوده باشند. یعنی به هر حال واقعیتی هست؛ اولًا احساسات عظیم و عمیقی در مردم نسبت به وجود مقدس سیدالشهداء علیه السلام هست که قابل انکار نیست. مردم واقعاً حسین را دوست دارند، واقعاً خروارها اشک از دیدههای مردم در نقاط مختلف در این ایام و سایر ایام سال به نام حسین و به یاد حسین ریخته میشود، و کدامیک از ما هستیم که برای حسین اشک نریخته باشیم؟ درست است که مردم خیال میکنند اگر اشک بریزند چنین و چنان میشود و طوری به مردم تعلیم شده که آنها را به گناه کردن جری میکند ولی خود اشک و گریه تابع نوعی احساسات است. انسان با طمع و با اختیار و اراده و تصمیم نمیتواند گریه کند.
گریه دروغی نیست، گریه راستی است، گریه حزن و اندوه آمیخته با حب و علاقه و شوق است. این اشکها از امواجی از احساسات حکایت میکند. این احساسات بجا هم هست، برای کسی است که