یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٤ - خطابه و منبر
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٣٣٤
مصمم و مردمانی در پوست پلنگ و شیر و کرکس مواجه میشدم که آماده حمله و چنگال انداختن میباشند. بار دیگر با صحنهای روبرو میشدم که عقلی نورانی که شباهت با پیکر جسمانی ندارد، موجودی مجرد از عالم بالا جدا شده و آمده با روح انسانها متصل شده که آنها را از ظلمتکده طبیعت نجات بدهد و با خود به عالم قدس و ملکوت ببرد. بار دیگر مردی حکیم و مرشد و راهنمای صواب را میدیدم که با مردم سخن میگوید، مصالح دنیوی و دینی آنها را بازگو میکند و از سیاست و تدبیر سخن میگوید.
من وقتی استقصا کردم مجموعاً در ... موضوع در نهج البلاغه بحث شده است. عبدالحمید کاتب را پرسیدند که نویسندگی را از که آموختی؟ گفت: من الاصلع. سید رضی در مقدمه نهج البلاغه میگوید:
و منه علیه السلام ظهر مکنونها و عنه اخذت قوانینها و علی امثلته حذا کل قائل خطیب.
ابن ابی الحدید در مقدمه شرح راجع به بیان و فصاحت آن حضرت میگوید:
بحق، سخن علی را از سخن خالق فروتر و از سخن مخلوق فراتر خواندهاند. مردم همه دو فن خطابه و نویسندگی را از او فرا گرفتهاند ... همین کافی است که یک دهم بلکه یک بیستم آنچه مردم از سخنان علی گرد آورده و نگهداری کردهاند، از سخنان هیچکدام از صحابه رسول اکرم- با آنکه فصحایی در میان آنها بوده است- نقل نکردهاند، و باز کافی است که مردی مانند جاحظ در البیان و التبیین و سایر کتب خویش ستایشگر اوست.