یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٢ - خطابه و منبر
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٣٣٢
افراد زیادی در اسلام هستند که به نام خطیب خوانده میشوند مانند خطیب رازی، خطیب تبریزی و خطیب دمشقی ... و همچنین واعظهایی از قبیل ابن جوزی و غیره بودهاند. در زمان خود ما هم خطبا و وعاظی بوده و هستند از قبیل شیخ جعفر شوشتری.
نظر دوم اختصاصی است که خطابه به اسلام دارد. این هم از دو نظر است. یکی از این جهت که پیشوایان اسلام خودشان امیر کلام و سردار سخن بودهاند و صاحب این صناعت بودهاند (و انّا لامراء الکلام و فینا تنشّبت عروقه و علینا تهدّلت غصونه). ایضاً درباره آنها گفتهاند: «هم خطباء المنابر و امراء العساکر.» قرآن کریم نمونه کامل اعجاز فصاحت و بلاغت است و علم فصاحت و بلاغت را به وجود آورد. خود رسول اکرم خطیب درجه اول بود (انا افصح من نطق بالضاد بید انی من قریش). خطبههای آن حضرت هست. وقتی که انسان خطب عرب قبل از اسلام را میخواند درست است که عرب اهل سخن بود، اما هنر عرب در شعر بود نه در خطابه. خطابه بسیار کمی از عرب جاهلیت نقل شده که خیلی ضعیف است [١]، مثل کلمات اکثم بن صیفی و خطبههای کمی از قُس بن ساعده ایادی، و پیغمبر برعکس از شعر پرهیز داشت ولی خطبه و خطابه انشا میکرد (و ما علّمناه الشعر و ما ینبغی له ان هو الّا ذکر و قران مبین).
اگر کتاب جمهرة خطب العرب را ملاحظه کنید، خطبهها و خطابههای عرب قبل از اسلام و بعد از اسلام را مشاهده کنید، خواهید دید که تحول عظیمی در خطابه پیدا شده؛ نه از نظر لفظ، از نظر معنی و مضمون و از نظر هدف، مثلًا قس بن ساعده میگوید ... اما رسول اکرم صلی الله علیه و آله میگوید ... (رجوع شود به جزوه آقای کمرهای، خطب حجة الوداع به نام منشور امنیت جهانی). چقدر هدف و مضمون و طرز تفکر و دایره اندیشه متفاوت است! امیرالمؤمنین علیه السلام
[١] عرب از فنون سه گانه شعر و خطابه و نویسندگی، شعر را میدانست و از خطابه بسیار کم آگاه بود و نویسندگی هیچ نداشت. همه اینها بعد از اسلام به فرمان خطابه جمعه و غیره و با اشاره علّم بالقلم پیدا شد. رجوع شود به جمهرة خطب العرب.