یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٨
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٤٥٨
با هیچ کس نشانی زان دلستان ندیدمحافظ ١ ١٤.
بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایبان داردحافظ ٢ ٩٨.
بحری است بحر عشق که هیچش کناره نیستحافظ ١ ٢٥، ٢٧.
بدین شکرانه میبوسم لب جامحافظ ١ ٢٤.
بر آستانه میخانه هرکه یافت رهیحافظ ٢ ١٠٩.
برخیز و مخور غم جهان گذرانخیام ٢ ٤٢٨، ٤٣٨.
بر در مدرسه تا چند نشینی حافظحافظ ١ ٧٠.
برسر آنم که گر ز دست برآیدحافظ ١ ٣٧.
بر عمل تکیه مکن خواجه که در روز ازلحافظ ١ ٩٣.
برو ای زاهد خودبین که ز چشم من و توحافظ ١ ١٨، ٦٣.
برو شیر درّنده باش ای دغل- ١ ٣١٤.
بشنو از نی چون حکایت میکندمولوی ٣ ٨٩.
بعد از این نور به آفاق دهم از دل خویشحافظ ٢ ١٠٦.
بگشا بند قبا ای مه خورشید کلاهحافظ ١ ٦٧.
بگشا بند قبا تا بگشاید دل منحافظ ١ ٦٦.
بلبل از فیض گل آموخت سخن ورنه نبودحافظ ١ ٤٥.
بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلویحافظ- ٤٠.
بلبلی برگ گلی خوشرنگ در منقار داشتحافظ ٣ ٣٣.
بلبلی برگ گلی خوشرنگ در منقار داشتحافظ ٢ ٨٣.
بوی یکرنگی از این قوم نمیآید خیزحافظ ١ ٣٥.
به بوی زلف و رخت میروند و میآیندحافظ ١ ٨١، ٨٤.
به بوی نافهای کاخر صبا زان طرّه بگشایدحافظ ٢ ٣٨.
به پیر میکده گفتم که چیست راه نجاتحافظ ١ ٣٦.
به حرص ار شربتی خوردم مگیر از من که بد کردم- ١ ١٠٠.
به خرمن دو جهان سر فرو نمیآرندحافظ ١ ١٠٨.
بهر یک جرعه که آزار کسش در پی نیستحافظ ١ ٩٧.
به سرّ جام جم آنگه نظر توانی کردحافظ ١ ١٠٠.
به سعی کوش اگر مزد بایدت بودنحافظ ١ ٩٣.
به صدق کوش که خورشید زاید از نفستحافظ ١ ١٠٧.
به طهارت گذران منزل پیری و مکنحافظ ١ ١٠١.
به عزم مرحله عشق پیش نه قدمیحافظ ١ ٢٥، ٢٧.
به عشوه گفت که حافظ غلام طبع توامحافظ ١ ٦٨.
به کوی عشق منه بیدلیل راه قدمحافظ ١ ٣٤، ٤٧.