یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٩
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٤٥٩
به کوی میکده گریان و سرفکنده رومحافظ ١ ٢٤.
به کوی میکده هر سالکی که ره دانستحافظ- ٤٠.
به کوی میکده هر سالکی که ره دانستحافظ ٣ ٢١١.
به لابه گفتمش ای ماهرخ چه باشد اگرحافظ ٢ ٦٨.
به لب رسید مرا جان و بر نیامد کامحافظ ١ ٤٧.
به می پرستی از آن نقش خود برآب زدمحافظ ١ ٣٣.
به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گویدحافظ- ١٩.
به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گویدحافظ ١ ٣٢.
به هوای لب شیرین دهنان چند کنیحافظ ٣ ٩٩.
به هیچ دور نخواهند یافت هشیارشحافظ ١ ١٠٤، ١٠٨.
به هیچ وجه نباشد فروغ مجلس انسحافظ ١ ٩٨.
به یک کرشمه که نرگس به خود فروشی کردحافظ ١ ٨١.
بیا به میکده و چهره ارغوانی کنحافظ ١ ٢٠.
بیا ساقی آن می که حال آوردحافظ ٩ ١٠٦.
بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کردحافظ ٥ ١٨، ١٩.
بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کردحافظ ١ ٧٠.
بیا و هستی حافظ ز پیش او بردارحافظ ١ ١٠٨.
پاسبان حرم دل شدهام شب همه شبحافظ ١ ١٠٢.
... پایان شب سیه سپید است-- ٤٢٩.
پدر تجربه ای دل تویی آخر ز چه رویحافظ ١ ٦٧.
پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروختحافظ ١ ٦٤.
پیاله بر کفنم بند تا سحرگه حشرحافظ- ٢٨.
پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتادحافظ ٢ ٦٠.
پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفتحافظ ١ ١٨، ٩٢، ٤٠٧.
پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفتحافظ- ٤٢.
پیرم و عادت طفلان دارمآذر بیگدلی ٤ ٣٦١، ٣٦٢.
پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بودحافظ ٢ ٨١.
پیل باید تا چو خسبد اوستانمولوی ٣ ٨٩، ٤٤٣.
تا زهره و مه در آسمان گشت پدیدخیام ٢ ٤٢٧، ٤٣٧.
تا کی غم دنیای دنی ای دل داناحافظ ١ ١٠٥.
تا گوهر جان در صدف تن پیوستبابا افضل ٢ ٤٢٦، ٤٤٣.
تا نفخت فیه من روحی شنیدم شد یقینحافظ ١ ١٠٨.
تحصیل عشق و رندی آسان نمود اولحافظ ١ ٢٢.