یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٢ - ( حریت ) آزادمنشی و مناعت طبع، عزلت و انزوا
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٢٤٢
مقصود این است که قوانین حقوق را معین میکنند و قوانین فرع بر اجتماع است، پس جامعه است که حقوق را وضع میکند (در مقابل نظریه اصالت فرد روسو که میگوید حق مقدم بر اجتماع است و اجتماع برای حفظ حقوق قرار داده شده). ولی باید اینطور گفت که قوانین حقوق را تعیین میکنند، چون بنا بر حقوق فطری و طبیعی که ما گفتیم حقوق بالطبیعه هست و قانون آن را تعیین میکند و بلکه در برخی موارد تعیین حقوق هم به حکم طبیعت شده، قانون فقط الزام به ادا میکند مثل حقی که طفل بر پستان مادر دارد یا بر پدر دارد، و بلکه حقی هم که کسی در اثر کار کردن برای کسی پیدا میکند نیز همین طور است.
٥. در صفحه ١ و ٢ و ٣ درباره حقوق طبیعی اینطور میگوید:
حقوق طبیعی مستلزم تکالیف طبیعی نیز هست:
حقوق طبیعی مجموع قواعدی است که از طرف خود طبیعت به وجود آمده و به موجب آن، اختیارات و وظایف افراد جامعه معین میگردد.
آزادی به همه انواع جزء حقوق فطری است:
آزادی فردی، مساوات در مقابل قانون، حق تملک اموال منقول و غیر منقول، آزادی عقاید مذهبی و سیاسی و فلسفی، آزادی بیان و نظایر آنها حقوق طبیعی بشر را تشکیل میدهند.
بعد میگوید: سقراط و افلاطون و ارسطو در یونان، و بوعلی از ایران و عرب به حقوق طبیعی پی برده بودند. بوعلی را میگوید تحت تأثیر عقاید اسلامی خود بوده. میگوید (رجوع به ص ٩):
سه خاصیت حقوق طبیعی:
دوام، عموم، صلاح:
حقوق طبیعی، هم دائمی است- غیر قابل نسخ است- و هم عمومی و شامل است- استثناناپذیر است- و هم موافق با مصلحت بشر است زیرا طبیعت آنها را وضع کرده است.