یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٧ - ( حریت ) آزادمنشی و مناعت طبع، عزلت و انزوا
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٢٧٧
نظریه حقوق بعد الاجتماع:
مفهوم فردیت در حقوق مانند مفهوم فلسفی حقوق درون ذاتی امری مصنوعی و وهمی است. حقوق درون ذاتی یک مفهوم فلسفی و وابسته به نظریه فردیت است. تصور انسان طبیعی منفرد و مستقل که به صفت انسانیت دارای حقوق و مقدم به اجتماعات باشد بیرون از واقعیت است. انسان منفرد و مستقل بیرون از اجتماعات هیچ وقت وجود نداشته. تصور هر نوع حقوق، رابطه میان دو ذی حق را لازم دارد ... مفهوم حقوق فقط در رابطه انسان با انسان یا انسان با انسانها متصور است.
این خود یک مطلبی است که آیا حق و مالکیت از عوارض انسان بماهو انسان است یا از عوارض انسان بماهو مدنی؟ همچنین در مفهوم عدل و احسان و حسن و قبح هم عین همین سؤال هست که آیا این مفاهیم از اعتباریات بعدالاجتماع است یا از اعتباریات قبل الاجتماع (به اصطلاح مقاله ٦ آقای طباطبایی [١])؟
صفحه ٧٥:
همه جا جماعتهای متشکل به وجود آمدهاند و در آنان هر فرد حقوق خود را از قدرت قضائیه و توانایی هیئت اجتماعیهای که خود جزء آن بوده دریافت میداشته است. این امر غیر از آن است که روسو تصور نموده و چنین پنداشته که افراد انسانی حقوق فردی خودشان را در میان نهادهاند (قرارداد اجتماعی) تا از آن هیئت اجتماعیه و یا حقوق جدید اجتماعی پدید آورند.
پس لازم اعتباری قبل الاجتماع بودن حقوق، صحت یا امکان صحت نظریه روسو است، اما بنا بر نظریه اعتباری بعدالاجتماع بودن حقوق، نظریه روسو حتماً باطل است.
[١] [از کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم]