یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٤ - ( حریت ) آزادمنشی و مناعت طبع، عزلت و انزوا
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٢٣٤
برخلاف خطابه که میخواهد حس غیرت و دفاع از حقوق [را] که غریزی هر انسان است برانگیزاند. وای به حال جامعهای که فقط وعظ و آشنا کردن به حدود داشته باشد و یا فقط خطابه و آشنا کردن به حقوق [١]. بدتر آنکه ملت مرده بیحرارتی را هی بخواهیم بیشتر به وسیله وعظ سرد کنیم و یا ملت متحرک متجاوزی را بخواهیم با ایجاد غیرت و تعصب بیشتر به جوش و حرکت درآوریم. منطق ثوره فقط تحریک و ایجاد انقلاب است و منطق تصوف فقط وعظ و منطق اسلام بر پایه هر دو رکن استوار است و بعداً ذکر خواهیم کرد.
٤. از شؤون آشنایی به حقوق این است که تنها به آشنایی و معرفت حقوق اکتفا نشود، بلکه یک نوع حس و غیرتی فوق منافع مادی در افراد پیدا شود نظیر حس دفاع از ناموس که حق ناموس تلقی شود به طوری که تسلیم شدن در مقابل متجاوز نظیر تسلیم شدن به دیوثی تلقی شود. از این بالاتر اینکه حقوق، مقدس شناخته شود و فدا شدن برای حق فدا شدن در راه خدا و در راه عالیتر تلقی شود.
اینجا یک سؤال هست که چگونه است در بعضی موارد اگر انسان جان خود را فدای مال یا ناموس خود بکند زشت و مورد تقبیح است مثل اینکه انسان برای ازدیاد ثروت بکوشد تا آنجا که جانش را فدا کند یا به دنبال یک زن آنقدر بدود که جانش به خطر بیفتد، ولی در مقام دفاع از مال یا ناموس اگر کسی کشته شود شهید است؟
جواب این است که در صورت اول انسان خود را فدای حرص و طمع یا شهوت خود کرده و در صورت دوم خود را فدای حس دفاع از حقوق کرده است. اولی دون مقام انسان است و انسان فدای مقام دانی شده است، اما دومی اعلی درجه انسانیت است و انسان فدای عالیتر
[١] انقلابیون دنیا فقط مردم را تحریک میکنند علیه یکدیگر اما قادر به وعظ و تسکین و یا تحریک علیه خودشان نیستند.