یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٩ - حجاب
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ١٥٩
زن را در آن دوره (دورهای که قوانین اساسی و مدنی ایران وضع شد) چون مستأجره میپنداشتند. زن حق نداشت با مردان نشست و برخاست کند و در اجتماعات راه یابد و به مقامات دولتی برسد. اگر صدای زن را نامحرم میشنید آن زن بر شوی خود حرام میشد. خلاصه مردان آن دوره زن را چون ابزاری میدانستند که کار او منحصراً رسیدگی به امور خانه و پروردن فرزند بود، و هنگامی که این ابزار میخواست از خانه بیرون برود او را سرتا پا در چادری سیاه میپیچاندند و روانه بازار یا خیابان میکردند.
ریشه اقتصادی اسارت زن در دست مرد:
از نظر این منطق، علت حجاب، اسارت زن در دست مرد بوده است و حجاب عبارت بوده است از حبس و زندانی شدن زن و بی حجابی عبارت است از آزادی زن از زندان اسارت مرد، و علت اینکه مرد زن را اینچنین اسیر میکرد این بود که میخواست هرچه بیشتر از وجود او بهره اقتصادی ببرد و راهش این بود که او را در داخل خانه محبوس کند که کار خانه و پرورش اولاد را انجام دهد.
مالکیت مرد بر زن به عنوان علت حجاب، و حسادت و خودخواهی مرد:
ب. نظر دوم نزدیک به این است؛ یعنی فلسفه حجاب، تسلط مرد و اسارت زن است، ولی علت اینکه مرد زن را به این شکل اسیر نگه میدارد خودپرستی و حسادت وی است نسبت به مردان دیگر؛ نمیخواست و حسادت میورزید که مردان دیگر ولو با نگاه کردن و صحبت کردن از زنی که تحت اختیار اوست استفاده بکنند. بعلاوه، خطر این هست که این مایملک او را از او بربایند.
به عقیده این دو دسته، قوانین مذهبی و دینی که آمده است، همین حالت مردها و منظورهای آنها را تأمین کرده است.
ج. نظر سوم این است که حجاب ناشی از عقاید ناشی [از] میل به ریاضت و رهبانیت است و به عبارت دیگر ناشی از فلسفههای