یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٢ - عرفان حافظ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٩٢
حافظشناسی- تناقضات حافظ
در حافظشناسی بامداد، ص ٢، مینویسد:
تاریخ از معرفی حافظ حقیقی قاصر است، زیرا آنچه تاریخ از اشتغالات ظاهری حافظ به کتاب و تفسیر و معاشرتهای ضروری (لابد با امرا و پادشاهان) مینویسد حافظ حقیقی نیست. حافظ حقیقی در پشت همه اینها پنهان است. پس حافظ حقیقی را از لابلای دیوانش باید شناخت.
بعد مدعی میشود که دیوانش هم پر از ضد و نقیض گویی است.
درحقیقت میخواهد مدعی شود که هر دو منبع حافظشناسی، تاریخ و دیوان اشعار، پرده از چهره حافظ حقیقی برنمی دارد.
ولی ما معتقدیم که هم تاریخ و هم دیوان اشعار، هر دو میتواند معرف خوبی از حافظ باشد.
در تناقض اشعار حافظ مینویسد:
تناقضات حافظ:
نیست در شهر نگاری که دل از ما ببرد بختم ار یار شود رختم از اینجا ببرد
در آخر غزل:
علم و فضلی که به چل سال دلم جمع آورد ترسم آن نرگس مستانه به یکجا ببرد
ولی به نظر ما هیچ گونه تناقضی نیست. میخواهد بگوید دل ما به مرحلهای رسیده که دیگر نگارهای شهر نمیتوانند آن را ببرند.
نگاری از شهر دیگر فقط میتواند دل ما را ببرد. پس در مرحلهای از سلوک است که عشق مجازی را در او اثری نیست.
همچنین میگوید این بیت:
پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد
با این بیت: