یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٩ - ( حریت ) آزادمنشی و مناعت طبع، عزلت و انزوا
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٢١٩
بخش انسان یعنی دو طبقه: طبقه برخوردار و استثمارگر و طبقه محروم و استثمار شده. طبقه حاکم و برخوردار و استثمارگر سه چهره دارد: سیاست، اقتصاد، مذهب یا صاحبان زر و صاحبان زور و صاحبان تزویر که کار اولی برده ساختن و کار دومی غارت کردن و کار سومی فریب دادن است. قصر و دکان و معبد سه شعبه یک بنگاهند، تیغ و طلا و تسبیح یک کار میکنند.
نظام حاکم بر تاریخ همواره همین بوده است و آنچه غیر از این بوده نهضتهایی بوده محکوم، قیامها و انقلابهایی بوده دلسوزانه و مذبوحانه. و چون زیربنا فاسد بوده، از همه آن نهضتها که به وسیله ابراهیمها و موسیها و عیسیها و محمدها و علیها و حسینها صورت گرفته نتیجه معکوس گرفته شده است، آنچه بنا بوده قاتق نان بشر بشود بلای جانش شده و زنجیر دیگر بر دست وپایش. آزادی سبطی بیدوام بوده (ص ٢٢)، نوای امام حسین خاموش اما بانگ گوسالههای سامری همیشه بلند است (ص ٢٤)، سرنوشت محتوم همه وارثان آدم اسارت و گرفتاری است (ص ٢٨)؛ وراثت آزادی و عدالت و بیداری، نهضت محکوم تاریخ است و وراثت بردگی و بیداد و مذهب خواب، نظام حاکم بر تاریخ (ص ٣٩)؛ امام حسین مظهر شکست آدم است (ص ٤٧).
در این جزوه سرزمین بین النهرین سمبل تمام زمین و تاریخش نمایشگر تاریخ تمام زمین است. دو نهر دجله و فرات سمبل دو جناح متضاد بشری است که از هم جدا شده و در نزدیکی بغداد بهطور دروغین به هم میپیوندند آنچنانکه در دوره خلافت اسلامی این وحدت دروغین پیدا شد (صفحات ٩، ٢٩، ٣٩) و بار دیگر به شکل فجیعتری جنایت برقرار میشود. همه جنایتکاران جهان در هریک از سه چهره در چهرههای سه گانه خلافت اسلامی ظهور و حلول میکنند و بدبختیای آغاز میشود که در جهان سابقه ندارد (صفحات ١٥، ٢٧، ٢٨، ٣٥). آنچه بدان همه دارند این تنها دارد.
سرنوشت دجله و فرات این است که در نهایت به دریا بریزند و