یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٣ - خودآگاهی اسلامی - موضوع
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٣٦٣
خودآگاهیاش ضعیف است و وجود قوی خودآگاهیاش قوی، تا آنجا که ذات مقدس حق خودآگاهیاش عین آگاهی همه اشیاء است، خودآگاهی فکری و اندیشهای نیز درجات و مراتب دارد، ولی با این تفاوت که میزان و درجه خودآگاهی فکری و اندیشهای صد درصد تابع میزان و درجه هستی واقعی نیست، یعنی ممکن است انسان از یک درجه و ذخیره وجودی بهره مند باشد ولی در مرحله ذهن به آن نرسیده باشد.
این در خود آگاهی فلسفی (حضوری و حصولی).
ولی نوعی خودآگاهی است که خودآگاهی اجتماعی است و به همین دلیل از نظر فلسفی، نامیدن آن به خودآگاهی نوعی مجاز است از قبیل خودآگاهی طبقاتی، خودآگاهی نژادی، خودآگاهی ملی، خودآگاهی زمانی و عصری و حتی خودآگاهی خانوادگی و خودآگاهی قبیلهای. همانطور که خود شخصی به اعتباری گسترش مییابد و در خود خانواده یا قبیله یا نژاد و غیره حل میشود و به صورت «ما» درمیآید و مجموع این «ما» یک «من» و یک «خود» را تشکیل میدهد، وجدان انسان و آگاهی انسان نیز نسبت به این خود و شناخت این خود فرق میکند؛ بعضی از لحاظ خانواده یا قبیله یا نژاد یا ملت خودآگاهند و برخی ناخودآگاه، برخی شخصیت نژادی یا ملی خود را میشناسند و بعضی نه، بعضی به سرمایه نژادی یا ملی یا مذهبی خود واقفند و بعضی نه، و از این نظر برخی خودآگاهند و برخی نه.
در اشعار قبیلهای عرب، ما به خودآگاهیهای قبیلهای و تذکرات در زمینه این خودآگاهیها زیاد برمیخوریم، همچنان که در تفاخرات نژادی و قومی نیز چنین است، اما اینکه این نوع خودآگاهیها ریشه خودپرستی دارد یا نه مطلب دیگری است.
نوعی خودآگاهی است که از این خانواده نیست، بلکه خودآگاهی انسانی و جهانی است. اصالة الانسانیها میخواهند مردم را به خودآگاهی انسانی و جهانی دعوت کنند. ما هم به این اصل