یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٠ - ( حریت ) آزادمنشی و مناعت طبع، عزلت و انزوا
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٢٤٠
که از زبان یکی از پیغمبران گذشته (صالح) میفرماید: هو انشأکم من الارض و استعمرکم فیها. اینجاست که میدان مسابقه افراد پیش میآید و هرکس که این حق را از قوه به فعلیت برساند اولویت پیدا میکند.
تفاوت منطق الهی با مادی در حقوق فطری:
٢. روی منطق مادی مبدأ حق فطری فقط تولید یا صنعت یا کار است و مطابق منطق الهی سرچشمه حق مقدم است بر اینها وانسان بالقوه و به حکم اینکه جزئی از جهان است و این اجزاء به یکدیگر پیوسته و وابستهاند و هریک «برای» دیگری و با توجه به دیگری آفریده شده پس انسان بر موجودات حق دارد، همان طوری که موجودات هم بر انسان حق دارند که علی علیه السلام فرمود:
انکم مسؤولون حتی عن البقاع و البهائم.
(رجوع شود به کتاب العشرة کافی و وسائل ...).
مطابق منطق مادی، حقوق فطری که در اعلامیه حقوق بشر قید شده قابل توجیه نیست، برخلاف منطق الهی:
نتیجتاً مطابق منطق الهی عجزه و ضعفه بیحق نیستند، واقعاً حق دارند زیرا حق و تکلیف دوش به دوش یکدیگرند اما شرط تکلیف امکان و قدرت است؛ اگر قدرت داشته باشد و عمل نکند و مثل روباه شَل بیفتد، به جرم همین کوتاهی از حق خود محروم است، ولی وقتی که قدرت ندارد تکلیفی ندارد، تکلیفش ساقط است ولی حقش محفوظ است زیرا اگر سبب حق فقط و فقط تولید بود آن عاجز هیچ حقی نداشت و تولید کننده هم عقلًا مسؤول او نبود ولی از آنجایی که اینطور نیست وطور دیگر است.
اثر تفاوت منطق الهی و مادی درباره حق عجزه و ضعفا:
طور دیگر هم دوجور فرض میشود: یکی اینکه حق بالفعل همه دارند و همه هم دوش به دوش آن حق تکلیف دارند و اگر کسی به تکلیف خود عمل نکرد جرم میشود و حق ثابتش ساقط میشود، پس در این صورت قطعاً عاجز حق دارد، و یا اینکه حق بالقوه است نه بالفعل و با انجام تکلیف و وظیفه فعلیت پیدا میکند و اختصاص و مالکیت پیدا میشود. باز هم باید گفت در صورتی که همه ذی حقهای بالقوه تمکن داشته باشند از اینکه از حق خود استفاده کنند و برای خود