یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٢ - حیات روحی و اجتماعی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٣١٢
فشار افکار عمومی خرد کنیم. داستان سه نفر متخلف تبوک نمونهای از اجرای این دستور بود: و علی الثلثة الذین خلّفوا حتی اذا ضاقت علیهم الارض بما رحبت.
یکی دیگر از آثار و علائم حیات روحی و اجتماعی، امید و اطمینان به آینده است. روح مرده آینده را تاریک میبیند. امید و ترجّی غیر از آرزو و تمنّی است. تمنّیهای احمقانه کار اهل خیال است که از واقعیت به خیال میگریزند، اما ترجّی شأن اهل عقل و اراده است. قرآن میگوید: ولا تیأسوا من روح اللَّه و این نهی از زبان یعقوب است درباره یوسفی که چهل سال بود او را از دست داده بود.
امید و اطمینان به آینده و اینکه آینده از آنِ ماست، شأن یک انسان یا یک جامعه زنده است. یکی از علائم جامعه مرده سرگرمی به گذشته و افتخارات گذشته است. توجه به گذشته باید باشد ولی آن اندازه که پایه و اساس ساختن آینده باشد، نه اینکه موضوع سرگرمی برای زمان حال باشد. داستان «گوسفند و الاغ و شتر» مولوی به منظور منع از سرگرمی به گذشته است. در دیوان منسوب به مولی است:
لیس الجمال باثواب تزینها | ان الجمال حمال العلم والادب | |
ان الفتی من یقولها انا ذا | لیس الفتی من یقول کان ابی | |