یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٠ - ( حریت ) آزادمنشی و مناعت طبع، عزلت و انزوا
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٢٦٠
ص ٤٤، تحولات حقوق فطری:
نظر کانت در تلازم اخلاق و حقوق. نظر او در اینکه حقوق و اخلاق از مستقلات عقلیه است:
کانت اخلاق و حقوق را ملازم و لاینفک میداند و میگوید حقی نیست که در مقابل آن تکلیفی نباشد [١]، حق بدون مبادی اخلاقی پابرجا و قابل تصور نخواهد بود ... بسا حقایق هست که وجود دارد ولی در خارج دیده نمیشود و این حقایق را با مراجعه به عقل و شعور علیاکذا میتوان فهمید. وجود حقوق طبیعی و قوانین اخلاقی جزء این حقایق است.
صفحه ٤٥:
اتخاذ اصول حقوق عمومی (که در اعلامیه حقوق بشر قید شده) و قبول آن از طرف قوانین اساسی، اختیارات دول را در برابر افراد محدود میکند و دولتها را موظف مینماید که در وضع قوانین و مقررات حقوق نامبرده را رعایت نمایند.
دو موردی که حقوق طبیعی محدود و یا سلب میشود:
حقوق مزبور متعلق به تمام افراد جامعه بوده برای اجرای آن حدی نمیتوان تصور کرد جز حقوق دیگران و منافع عامه. به عبارت دیگر در دو موقع میتوان حقوق ملت را محدود ساخت:
آنجا که حقوق عمومی محدود میشود:
١. وقتی که اجرای حقوق یک نفر مضر و منافی اجرای حق دیگری باشد (موارد لاضرر).
٢. هنگامی که مصالح عمومی مقتضی است که منافع خصوصی منظور نشود. ولی در مورد اخیر نیز خساراتی [که] از این راه متوجه اشخاص میشود با پرداخت مساعده و غرامتهای مخصوص ترمیم میگردد، مانند انتزاع مالکیت از اشخاص در موقع احداث معابر و توسعه خیابانها که بنگاههای شهرداری مطابق قانون موظفند بهای عادلانه املاکی را که از اشخاص گرفته میشود بپردازند.
[١] لایجری لاحد الّا جری علیه و لایجری علیه الّا جری له- نهج البلاغه