یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨١ - عرفان حافظ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٨١
مدعی خواست که آید به تماشاگه راز دست غیب آمد و بر سینه نامحرم زد
ب:
پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود مهرورزی تو با ما شهره آفاق بود
... پیش ازین کاین سقف سبز و طاق مینا برکشند منظر چشم مرا ابروی جانان طاق بود
مسأله دیگر سریان عشق است در جمیع موجودات، و اینکه هیچ موجودی نیست که او را عبادت نکند (و قضی ربک الّا تعبدوا الّا ایاه) و اینکه اشیاء تکویناً او را عبادت میکنند (در هیچ سری نیست که سرّی ز خدا نیست).
غیرتم کشت که محبوب جهانی لیکن روز و شب عربده با خلق خدا نتوان کرد
نه گل از دست غمت رست و نه بلبل در باغ همه را نعره زنان جامه دران میداری
به بوی زلف و رخت میروند و میآیند صبا به غالیه سایی و گل به جلوهگری
مسأله دیگر مسأله کمال و زیبایی تجلی است. عارف چنانکه میدانیم مسائل را از پایین مطالعه نمیکند. او در عالم مطالعه نمیکند تا خدا را ببیند، در خدا مطالعه میکند تا جهان را ببیند. از نظر او جهان یک واحد جلوه است: حسن روی تو به یک جلوه که در آینه کرد ...
پرتو حسن است: در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد ... یک کرشمه است:
به یک کرشمه که نرگس به خودفروشی کرد فریب چشم تو صد فتنه در جهان انداخت