یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٤ - عرفان حافظ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٨٤
ایضاً:
دور فلکی یکسره بر منهج عدل است خوش باش که ظالم نبرد راه به منزل
ایضاً:
عارفی کو که کند فهم زبان سوسن تا بپرسد که چرا رفت و چرا باز آمد
ایضاً:
به بوی زلف و رخت میروند و میآیند صبا به غالیه سایی و گل به جلوهگری
حافظ بعضی اشعار دارد که بعضی گمان کردهاند بر ضد این نظر عارفانه است و نوعی اعتراض به خلقت است. از همه معروفتر بیتی است در غزلی که [با] این بیت آغاز میشود:
صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد ورنه اندیشه این کار فراموشش باد
آن که یک جرعه میاز دست تواند دادن دست با شاهد مقصود در آغوشش باد
میگوید:
پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد
مفاد شعر این است که خطا وجود دارد، ولی پیر ما لای سبیل میگذارد و میگوید اسمش را نبر و حرفش را نزن.
این بیت را چگونه باید تفسیر کرد؟ به نظر ما مفهوم این بیت به هیچ وجه تناقضی با آن اشعار ندارد، بلکه مؤید آنهاست. میخواهد بگوید توهّم خطا مربوط است به نظریات جزئی و محدود که از پایین به خلقت نگاه میکند و دید ناقص است. مثل این است که از تمام یک چهره فقط دندانها یا ابرو پیدا باشد. آن که از بالا میبیند و آن را ظل و جلوه و سایه میبیند در نظر او همه خطاها محو میشود، به این معنی که آن که از پایین میبیند کج و ناقص میبیند و آن که از بالا میبیند