یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠ - عرفان حافظ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٦٠
این فرضیه اولًا دلیلی ندارد که آن را تأیید کند، به اصطلاح فقها یک جمع تبرّعی است [١]. ثانیاً بسیاری از اشعار حافظ در عین اینکه قرینهای از دوره پیری حافظ دارد، در ردیف اشعاری است که آقای بامداد آنها را صریح در عیاشی میداند. مثلًا این غزل را غیرقابل توجیه میداند [٢]:
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را | به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را | |
بده ساقی میباقی که در جنت نخواهی یافت | کنار آب رکناباد و گلگشت مصلّی را | |
فغان کین لولیان شوخ شیرین کار شهر آشوب | چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را | |
ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی است | به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را | |
من از آن حسن روز افزون که یوسف داشت دانستم | که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را | |
اگر دشنام فرمایی وگر نفرین دعا گویم | جواب تلخ میزیبد لب لعل شکر خا را | |
نصیحت گوش کن جانا که از جان دوستتر دارند | جوانان سعادتمند پند پیر دانا را | |