یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩ - عرفان حافظ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٥٩
استفاده میشود بوده است و بس و ابداً نخواسته است که جمال معشوقه روحانی را وصف کند یا از مستی شراب بهشتی نغمه سرایی نماید. و سرّ این نکته که در اشعار حافظ امور مادی جسمانی با مطالب معنوی روحانی چنان درهم آمیخته است، همانطور که نخست شاه شجاع نیز بر این معنی اعتراض کرده، در نزد کسی که واقف به طبع و روحیه ایرانیان باشد پنهان نخواهد بود، چه در آن سرزمین بسیار اشخاص یافت میشوند که در اثناء یک شبانه روز آنها را حالات مختلفه دست میدهد؛ گاهی مسلمانی متدین و زمانی رندی لاابالی، وقتی زاهدی خشک و لحظهای عارفی پارسا و حتی مظهر کامل الوهیت جلوهگر میشوند.
این سخن بالذات فوق العاده سخیف است، سخن آن طلبه هم ارزش یک جوک دارد و بس. عجیب این است که علی اصغر حکمت (مترجم) در پاورقی میگوید:
گویا شیخ اجل سعدی، جواب این نکته را که براون تعریضاً ذکر کرده در باب دوم گلستان به درستی بیان فرموده باشد، آنجا که میگوید: یکی پرسید از آن گمگشته فرزند ...
این اعتراف بیجاست و توجیه هم غلط و بیمناسبت.
ج. فرضیه سوم این است که این دوگونگی حمل بر دورههای مختلف عمر حافظ بشود، بگوییم که در اوایل جوانی یک عیاش لاابالی باده خوار بوده و بعد که به کهولت رسیده یکمرتبه تغییر ماهیت داده است نظیر فضیل بن عیاض، ابراهیم ادهم، بشر حافی و امثال اینها. آقای محمدعلی بامداد در کتابی که به نام حافظشناسی دارد و کمتر به مفهوم اشعار حافظ پی برده است، بر این فرضیه تأکید کرده است.