یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨ - عرفان حافظ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٥٨
موج یک روح است که به زبان رسیده است. هرگز یک سخن مصنوعی قادرنیست حامل این اندازه موج باشد که اینچنین بر دلها بنشیند. اصل «سخن کز دل برون آید نشیند لاجرم بر دل» بر این حاکم است. از این جهت شعر حافظ نمونه کوچکی از قرآن و صحیفه و نهج البلاغه و دعای کمیل و دعای ابوحمزه است. قرآن که: و اذا سمعوا ما انزل الی الرسول تری اعینهم تفیض من الدمع [١] ... یا: و یخرون للاذقان یبکون و یزیدهم خشوعا [٢] ... اما اللیل فصافون اقدامهم یرتلون اجزاء القران ترتیلا [٣].
البته این فرضیه را با دلیل و برهان شاید نتوان رد کرد ولی در مواردی گواهی دل برای هر کسی مانند برهان است و قویتر از برهان.
آنچه امر را سهل میکند این است که این فرضیه طرفداری ندارد.
ب. فرضیه دوم این است که حافظ تحت تأثیر حالات مختلف این اشعار را گفته است و هر شعری که برای هر موضوعی گفته از لاابالیگرانه ترین شعرها تا عارفانه ترین شعرها تحت تأثیر همان حالت بوده است. این نوسان که در شعر حافظ دیده میشود، نماینده نوسان روح خود اوست و همه ایرانیان اینچنیناند. این نظریه ادوارد براون است در جلد سوم تاریخ ادیبات ایران از سعدی تا جامی. این فرضیه داستان آن طلبه را یاد میآورد که میگفت هرکس که به من پول بیشتر بدهد با او نماز میخوانم، چون واقعاً در آن حال معتقد میشوم که او عادلتر و عالمتر است. براون در ص ٣٩٨ آن کتاب میگوید:
اینکه بسیاری از این غزلیات دارای معانی عرفانی و اشارات و اصطلاحات رمزی است کمتر مورد انکار میباشد. ولی در بسیاری دیگر مقصود گوینده همان معانی ظاهری که از آن
[١] مائده/ ٨٣[٢] اسراء/ ١٠٩[٣] نهج البلاغه، خطبه ١٩٣