یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣ - عرفان حافظ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٥٣
ما اگر بخواهیم درباره عرفان حافظ بحث کنیم، باید از دو جنبه بحث کنیم: یکی اینکه احوال و مقامات انسان در سلوک و به تعبیر عرفا از آن جمله خود حافظ، احوال و مقامات «سالک»، منازل و مراحل سلوک و سالک چگونه و با چه زبانی و بیانی ادا شده است.
دیگر اینکه در دیوان حافظ جهان بینی عرفانی چگونه منعکس گشته است.
ولی در حال حاضر در کشور ما مسأله جدیدی پیش آمده که اول آن مسأله باید روشن شود و آن اینکه آیا اساساً حافظ عارف هست یا نه و آیا دیوان حافظ یک دیوان عرفانی است یا نه؟ آیا آنچه حافظ راجع به شخص خود میگوید که غالباً از خودش سخن میگوید، حالات عرفانی خودش را شرح میدهد یا یک زندگی به اصطلاح اپیکوری و یک عیاشی معمولی را و یا شق سوم است، شاعر تأثرات خود را از محیط با این زبانها بیان کرده است؟ اینکه میگویم در کشور ما مسأله جدیدی پیش آمده است، چون امروز غالباً اظهارنظرهایی که درباره حافظ میشود- که بالاشاره خواهم گفت- به همه چیز شبیه است جز به یک عارف و سالک، آنهم سالک واصل.
این است که قبل از عرفان حافظ باید درباره عارف بودن او تحقیق شود که آیا عارف هست یا نه. در حال حاضر نمیتوانیم عارف بودن او را مسلّم بگیریم و در چگونگی عرفان او بحث کنیم. پس حافظ کیست؟
حافظ کیست؟
برای شناختن حافظ دو راه داریم که هر کدام به نحوی میتوانند ما را راهنمایی کنند: یکی تاریخ زندگی او و دیگر همین دیوان شعر او. امور مشترکی هست که از تاریخ زندگی و دیوان او هر دو فهمیده میشود، و چیزهایی هست که از تاریخ زندگی او فهمیده میشود که از دیوانش فهمیده نمیشود و البته آنها جزئیات تاریخی است.