یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١ - عرفان حافظ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٣، ص: ٥١
عرفان دو قسمت است: عملی، نظری. عرفان عملی عبارت است از شرح منازل سلوک از بدایات تا نهایات. به عبارت دیگر، حالات و مقامات انسان است از اولین مرحله تنبه و بیداری تا آخرین مرحله که فناء فی اللَّه و بقاء باللَّه است و مرحله انسان کامل از نظر عرفاست که عرفا آن را مقام توحید کامل میدانند و چنانکه میدانیم عرفا از قدیم الایام به نظریه وصول به حق و لقاء اللَّه قائل بودهاند و همه شرایع و نبوّات را برای چنین غایت و نتیجهای میدانستهاند و در کتب خود این منازل و مقامات را شرح دادهاند که خود نوعی روانشناسی تجربی و آزمایش روانی است. در میان روانشناسان جدید ویلیام جیمز به این روانشناسی توجه خاص کرده و به آن سخت ایمان دارد و پایبند است.
عرفان نظری عبارت است از جهان بینی عرفانی که چیزی شبیه به فلسفه است، بینش خاصی است در مورد هستی و انسان. عرفان نظری به این صورت که علمی مدوّن باشد و در مسائل به شکل فلسفی اظهارنظر شود و مسأله وجود مطرح گردد، اگرچه کم و بیش سابقه دارد ولی مسلماً مدوّن آن در دوره اسلامی محیی الدین عربی طائی حاتمی اندلسی است. عرفان نظری قبل از محیی الدین نظیر منطق قبل از ارسطو است که هم بود و هم نبود. بود، از این لحاظ که مردم بالفطره تا حدود زیادی طبق قواعد منطقی عمل میکردند؛ و نبود، یعنی به صورت یک علم مدوّن نبود. عرفان نظری نیز چنین است. بر همه مسائل عرفان نظری میتوان شواهدی از کلمات عرفا بالخصوص در آیات قرآنی و کلمات اولیاء بزرگ حق خصوصاً حضرت امیر علیه السلام یافت، ولی محیی الدین اول کسی است که عرفان نظری [را] به صورت علمی که موضوعش ذات حق است درآورد [١] محیی الدین، چه در عرفان نظری و چه در عرفان عملی،
[١] راجع به تأثیر محیی الدین بر شعرای فارسی و هم راجع به فلسفی کردن او تصوف را، رجوع شود به ارزش میراث صوفیه، صفحات ١٤٢- ١٤٥. ایضاً راجع به عرفان نظری رجوع شود به لطایف العرفان میرزا محمدعلی حکیم.